توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤٥٥ - احكام وصيّت
مسأله ٢٧٣٠- اگر كسى كه وصيّت كرده بميرد، وصى نمىتواند ديگرى را براىانجام كارهاى ميّت معيّن كند وخود را از كار كناره وعزل نمايد، ولى وصىّ مىتواند كسى ديگر را وكيل براى انجام كارهاى ميّت بنمايد اگر مصلحت ميّت اقتضا كند وكالت ديگرى را يا اين كه كارهاى ميّت را به كسى ديگر تفويض نمايد كه ديگرى انجام دهد، اشكالى ندارد.
مسأله ٢٧٣١- اگر كسى دو نفر را وصى كند، چنانچه يكى از آن دو بميرد يا ديوانه يا كافر شود، حاكم شرع يك نفر ديگر را به جاى او معيّن مىكند و اگر هردو بميرند يا كافر شوند، حاكم شرع دو نفر ديگر را معيّن مىكند ولى اگر يكنفر بتواند وصيّت را عملى كند، معيّن كردن دو نفر لازم نيست.
مسأله ٢٧٣٢- اگر وصى نتواند به تنهايى كارهاى ميّت را انجام دهد، حاكم شرع براى كمك او يك نفر ديگر را معيّن مىكند.
مسأله ٢٧٣٣- اگر مقدارى از مال ميّت در دست وصى تلف شود، چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى كرده و يا تعدّى نموده، مثلًا ميّت وصيّت كرده است كه فلان مقدار به فقراى فلان شهر بده و او مال را به شهر ديگر برده و درراهاز بين رفته ضامن است و اگر كوتاهى نكرده و تعدّى هم ننموده ضامن نيست.
مسأله ٢٧٣٤- هرگاه انسان كسى را وصى كند و بگويد كه اگر آنكس بميرد فلانى وصى باشد، بعد از آن كه وصىّ اوّل مرد، وصىّ دوم بايد كارهاى ميّت را انجام دهد.
مسأله ٢٧٣٥- حجّى كه بر ميّت واجب است و بدهكارى و حقوقى را كه مثل خمس و زكاة و مظالم ادا كردن آنها واجب مىباشد بايد از اصل مال ميّت بدهند، اگرچه ميّت بر آنها وصيّت نكرده باشد.
مسأله ٢٧٣٦- اگر مال ميّت از بدهى وحجّ واجب و حقوقى كه مثل خمس و زكاة و مظالم بر او واجب است زياد بيايد، چنانچه وصيّت كرده باشد كه ثلث يا مقدارى از ثلث را به مصرفى برسانند، بايد به وصيّت او عمل كنند و اگر وصيّت نكرده باشد، آنچه مىماند مال ورثه است.