توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٩٣ - شرائط عقد
مسأله ٢٣٨٨- كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند، اگر قرائتش صحيح باشد ومعناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد، مىتواند عقد را بخواند.
مسأله ٢٣٨٩- اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعداً زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است.
مسأله ٢٣٩٠- اگر زن و مرد يا يكى از آندو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند وبگويند به آن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است گرچه احتياط مستحبّ آن است كه دوباره عقد را بخوانند.
مسأله ٢٣٩١- پدر وجدّ پدرى مىتوانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود كه بحال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد ياديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى كه براى او كردهاند مفسدهاى نداشته، نمىتواند آن را بههمبزند و اگر مفسدهاى داشته، مىتواند آن را به همبزند.
مسأله ٢٣٩٢- دخترى كه بحدّ بلوغ رسيده ورشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد اگر بخواهد شوهر كند چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط واجب بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر لازم نيست.
مسأله ٢٣٩٣- اگر پدر و جدّ پدرى غائب باشند و دختر نيز احتياج به تزويج داشته باشد يا دختر باكره نباشد، اجازه پدر وجدّ لازم نيست.
مسأله ٢٣٩٤- اگر پدر يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد، پسر بايد بعد از بالغ شدن، خرج آن زن را بدهد، بلكه احتياطاً نسبت به قبل از بلوغ هم در صورتىكه زن تمكين داشته وپسر هم در حدّى بوده كه قدرت انتفاع از او را داشته، طلب برائت ذمّه نمايد.
مسأله ٢٣٩٥- اگر پدر يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته مديون مهر زن است و اگر در موقع عقد مالى نداشته پدر يا جدّ او بايد مهر زن را بدهند.