توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢١٧ - نماز مسافر
مسأله ١٢٨٦- كسى كه يقين دارد سفرش هشت فرسخ نيست يا شك دارد كه هشت فرسخ هست يا نه، چنانچه در بين راه بفهمد كه سفر او هشت فرسخ بوده اگرچه كمى از راه باقى باشد، نماز را شكسته بخواند و اگر تمام خوانده دوباره شكسته بجا آورد.
مسأله ١٢٨٧- اگر بين دو محلّى كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت وآمد كند، اگرچه روىهم رفته هشت فرسخ شود، بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله ١٢٨٨- اگر محلّى دو راه داشته باشد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است به آنجا برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود، بايد تمام بخواند.
مسأله ١٢٨٩- اگر شهر ديوار دارد، بايد ابتداى هشت فرسخ را از ديوار شهر حساب كند، و اگر ديوار ندارد، بايد از خانههاى آخر شهر حساب نمايد.
شرط دوم آن كه از اوّل مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جايىكه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آنجا قصد كند جايى برود تا مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اوّل قصد هشت فرسخ را نداشته، بايد نماز را تمام بخواند، ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا چهار فرسخ برود و برگردد بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٢٩٠- كسى كه نمىداند سفرش چند فرسخ است، مثلًا براى پيدا كردن گمشدهاى مسافرت مىكند ونمىداند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند، بايد نماز را تمام بخواند، ولى در برگشتن چنانچه تا وطنش يا جايى كه مىخواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بايد نماز را شكسته بخواند و نيز اگر در بين رفتن قصد كند كه چهار فرسخ برود، چنانچه رفتن وبرگشتن هشت فرسخ شود، بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٢٩١- مسافر در صورتى بايد نماز را شكسته بخواند كه تصميم داشته باشد هشت فرسخ برود پس كسى كه از شهر بيرون مىرود ومثلًا قصدش اين است كه