توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤٨٢ - مراتب امر به معروف ونهى از منكر
شده با وى اينگونه برخورد مىكنند؛ مثل اينكه از او روى بگردانند يا با چهره خشمگين با وى ملاقات كنند ويا با او رفتوآمد نكنند. واگر در اين مرتبه درجاتى باشد واحتمال تأثير درجه ضعيف وجود داشته باشد، بههمان درجه ضعيف اكتفا كنند؛ مثلًا اگر احتمال داده شود كه با ترك تكلّم مقصود حاصل مىشود، بههمان اكتفا شود وبه درجه بالاتر عمل نكنند؛ خصوصاً اگر طرف او شخصى باشد كه اين عمل موجب هتك او مىشود.
مسأله ٢٨٥٦- اگر اعراضنمودن وترك معاشرت با گناهكار موجب تخفيف معصيت مىشود يا احتمال تخفيف دادهشود، واجب است اعراض شود؛ هرچند بداند كه گناهكار معصيت را بطور كلى ترك نخواهد كرد. واين امر در صورتىاست كه با مراتب ديگر نتواند از معصيت جلوگيرى كند.
مرتبه دوم امر به معروف ونهىاز منكر را با زبان انجام دهد؛ پس با احتمال تأثير ووجود ديگر شرايط واجب است گنهكار را از انجام گناه نهى كند، وبه كسى كه واجب را ترك كرده به انجام آن دستور دهد.
مسأله ٢٨٥٧- اگر احتمال دهد پند واندرز در گنهكار اثر مىكند، بايد به آن اكتفا كند واز آن فراتر نرود؛ ولى اگر موعظه مؤثر نباشد، چنانچه احتمال دهد امر ونهىمؤثر است بايد امر ونهى كند؛ گرچه متوقف بر سختگيرى ودرشتى در گفتار باشد. ولى بايد از دروغ ويا گناه ديگر بپرهيزد.
مرتبه سوم استفاده از قدرت وزور؛ پس اگر انسان بداند يا مطمئن شود شخص بدون اعمال قدرت وزور واجب را بجا نمىآورد يا منكر را رها نمىكند، واجب است از قدرت وزور استفاده كند؛ بهشرط آنكه از قدر لازم تجاوز ننمايد.
مسأله ٢٨٥٨- اگر جلوگيرى از گناه متوقف بر گرفتن دست گناهكار يا خارج كردن وى از محل انجام گناه يا گرفتن ابزار گناه يا تصرف در آن باشد، جايز بلكه واجب است انجام شود؛ ولى نابود كردن اموال محترم او جايز نيست وموجب ضمان است؛ مگر آنكه جلوگيرى از گناه مهم به آن وابسته باشد كه ظاهراً در اين صورت ضامن نيست.