توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤٦٧ - ارث زن و شوهر
سهم زن را ندادهاند، در چيزهائى كه زن از قيمت آنها ارث مىبرد، مانند بناء ودرخت بدون اجازه او تصرّف نكنند و چنانچه پيش از دادن سهم زن، اينها را بفروشند، در صورتى كه زن معامله را اجازه دهد، صحيح است وگرنه نسبت به سهم او باطل است.
مسأله ٢٧٨٩- اگربخواهند بناء ودرخت ومانند آن را قيمت نمايند، بايد حساب كنند كه اگر آنها را مثلًا در زمين بدون اجاره بمانند تا از بين بروند چقدر ارزش آنها مىباشد، سهم زن را از آن قيمت بايد بدهند.
مسأله ٢٧٩٠- مجراى آب قنات ومانند آن حكم زمين را دارد وآجر وچيزهائى كه در آن بكار رفته، در حكم ساختمان است.
مسأله ٢٧٩١- اگر ميّت بيش از يك زن عقدى داشته باشد، چنانچه اولاد نداشته باشد، چهار يك مال، و اگر اولاد داشته باشد، هشت يك مال به شرحى كه گفته شد، بطور مساوى بين زنهاى او قسمت مىشود، اگرچه شوهر با هيچيك از آنان يا بعض آنان نزديكى نكرده باشد، ولى اگر در مرضى كه به آن مرض از دنيا رفته، زنى را عقد كرده و با او نزديكى نكرده است، آن زن از او ارث نمىبرد وحقّ مهر هم ندارد.
مسأله ٢٧٩٢- اگر زن در حال مرض، شوهر كند و به همان مرض بميرد، شوهر اگرچه با او نزديكى نكرده باشد، از او ارث مىبرد.
مسأله ٢٧٩٣- اگر زن را به ترتيبى كه در احكام طلاق گفته شد، طلاق رجعىبدهند و در بين عدّه بميرد، شوهر از او ارث مىبرد و نيز اگر شوهر در بين عدّه زن بميرد، زن از او ارث مىبرد، ولى اگر بعد از گذشتن عدّه رجعى يا در عدّه طلاق بائن، يكى از آنان بميرد، ديگرى از او ارث نمىبرد.
مسأله ٢٧٩٤- اگر شوهر در حال مرض عيالش را طلاق دهد و پيش از گذشتن دوازده ماه هلالى بميرد، زن با سه شرط از او ارث مىبرد: اوّل- آن كه در اين مدّت شوهر ديگر نكرده باشد؛ دوم- به واسطه بىميلى به شوهر، مالى به او نداده باشد كه به طلاق دادن راضى شود، بلكه اگر چيزى هم به شوهر ندهد ولى طلاق به تقاضاىزن باشد بازهم ارث بردنش اشكال دارد؛ سوم- شوهر در مرضى كه در آن مرض زن را