توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤١٩ - احكام متفرّقه طلاق
مسأله ٢٥٥٣- اگر با زنى كه مىداند عيالش نيست زنا كند، اگر زن بداند كه آن مرد شوهر او نيست عده ندارد ولى اگر گمان كند شوهرش مىباشد لازم است عدّه نگهدارد.
مسأله ٢٥٥٤- اگر مرد، زنى را گول بزند كه از شوهرش طلاق بگيرد و زن او شود، طلاق و عقد آن زن صحيح است ولى هردو معصيت بزرگى كردهاند.
مسأله ٢٥٥٥- هرگاه زن در ضمن عقد لازم با شوهر شرط كند كه اگر شوهر مسافرت نمايد، يا مثلًا شش ماه به او خرجى ندهد اختيار طلاق با او باشد، اين شرط باطل است ولى چنانچه شرط كند كه اگر مرد مسافرت كند، يا مثلًا تا شش ماه خرجى ندهد، فعلًا از طرف او براى طلاق خود وكيل باشد چنانچه خود را طلاق دهد، صحيح است در صورتى كه از وكالت عزلش نكرده باشد و در اين صورت وكالت فعلى ومنجّز است وتعليق در وقت طلاق مىباشد.
مسأله ٢٥٥٦- زنى كه شوهرش گم شده، اگر بخواهد به ديگرى شوهر كند، بايد نزد حاكم شرع برود و به دستور او عمل نمايد.
مسأله ٢٥٥٧- پدر وجدّ پدرى ديوانه مىتوانند زن او را طلاق بدهند.
مسأله ٢٥٥٨- اگر پدر يا جدّ پدرى براى طفل خود زنى را صيغه كند، اگرچه مقدارى از زمان تكليف بچه جزء مدّت صيغه باشد، مثلًا براى پسر ١٤ ساله خودش زنى را دو ساله صيغه كند اگر چه صلاح بچه باشد، بخشيدن آن مدّت را به زن اشكال دارد امّا زن دائمى او را نمىتواند طلاق دهد.
مسأله ٢٥٥٩- اگر از روى علاماتى كه در شرع معيّن شده، مرد دو نفر را عادل بداند و زن خود را پيش آنان طلاق دهد، ديگرى كه آنانرا عادل نمىداند، مشكل است كه آن زن را بعد از تمام عدّهاش براى خود يا براى كسى ديگر عقد كند.
مسأله ٢٥٦٠- اگر كسى زن خود را بدون اين كه او بفهمد طلاق دهد، چنانچه مخارج او را مثل وقتى كه زنش بوده بدهد ومثلًا بعد از يك سال بگويد يك سال پيش تو را طلاق دادم وشرعاً هم ثابت كند، مىتواند چيزهائى را كه در آن مدّت براى زن تهيّه نموده و او مصرف نكرده است از او پس بگيرد، ولى چيزهائى را كه مصرف كرده نمىتواند از او مطالبه نمايد.