توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٥٠ - فروش طلا ونقره به طلا و نقره (صرف
كه قيمت مال در نظر مردم زياد شود (خيار تدليس).
پنجم فروشنده يا خريدار شرط كند كه كارى انجام دهد، يا شرط كند مالى را كه مىدهد طور مخصوصى باشد، و به آن شرط عمل نكند كه در اين صورت ديگرى مىتواند معامله را به هم بزند (خيار تخلّف شرط).
ششم در جنس يا عوض آن عيبى باشد (خيار عيب).
هفتم معلوم شود مقدارى از جنسى را كه فروختهاند، مال ديگرى است بصورت اشاعه كه اگر صاحب آن به معامله راضى نشود، خريدار مىتواند معامله را به هم بزند، يا پول آن مقدار را از فروشنده بگيرد، و نيز اگر معلوم شود مقدارى ازچيزى را كه خريدار عوض قرار داده، مال ديگرى است وصاحب آن راضى نشود فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند، يا عوض آن مقدار را از خريدار بگيرد پس اگر ممزوج و مشاع باشد (خيار شركت است والّا خيار تبعّض صفقه است).
هشتم فروشنده خصوصيّات جنس معيّنى را كه مشترى نديده به او بگويد، بعد معلوم شود طورى كه گفته نبوده است، در اين صورت مشترى مىتواند معامله را به هم بزند و نيز اگر مشترى خصوصيّات عوض معيّنى را كه مىدهد بگويد، بعد معلوم شود طورى كه گفته نبوده است، فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند (خيار رؤيت).
نهم مشترى پول جنسى را كه نقد خريده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحويل ندهد كه اگر مشترى شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد و همچنين فروشنده، در اين صورت فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند و اگر جنسى را كه خريده مثل بعضى از ميوهها باشد كه اگر يك روز بماند ضايع مىشود، چنانچه تا شب پول آن را ندهد و شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد، فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند (خيار تأخير).
دهم حيوانى را خريده باشد كه تا سه روز مىتواند معامله را به هم بزند و اگر در عوض حيوانى كه خريده، حيوان ديگرى داده باشد، فروشنده نمىتواند معامله را به هم بزند (خيار حيوان) و خيار حيوان براى فروشنده نيست اگر چه ثمن حيوان باشد.