توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٤٢ - شرائط فروشنده وخريدار
مجبور نكرده باشد؛ ششم- آن كه جنس وعوضى را كه مىدهند مالك يا اختياردار باشند مثل پدر وجدّ نسبت به صغير با تفصيلى كه احكام اينها در مسائل آينده ذكر خواهد شد.
مسأله ٢٠٩٧- معامله با بچه نابالغ باطل است، هر چند پدر يا جدّ آن بچه به او اجازه داده باشند كه معامله كند ولى اگر بچه به عنوان وسيلهاى براى خريدن باشد و در حقيقت ولىّ او معامله كرده باشد معامله اشكال ندارد.
مسأله ٢٠٩٨- اگر از بچه نابالغ چيزى را بخرد و بچه نابالغ بدون اجازه اين معامله را نموده است، يا چيزى به او بفروشد، بايد جنس يا پول را كه از او گرفته به صاحب آن بدهد، يا از صاحبش رضايت بخواهد مگر اين كه مأذون از مالك پول باشد با شرطى كه قبلًا گفته شد پس در اين صورت معامله صحيح است و در صورت مأذون نبودن بچه اگر صاحب آن را نمىشناسد وبراى شناختن او هم وسيله ندارد، بايد چيزى را كه از بچه گرفته، از طرف صاحب آن مظالم بدهد.
مسأله ٢٠٩٩- اگر كسى با بچه نابالغ معامله كند وجنس يا پول كه به بچه داده از بين برود، نمىتواند از بچه يا ولىّ او مطالبه نمايد، اگر مىدانسته كه معامله با آن بچه باطل است.
مسأله ٢١٠٠- اگر خريدار يا فروشنده را به معامله مجبور كنند، چنانچه بعد از معامله راضى شود و بگويد راضى هستم، معامله صحيح است ولى احتياط مستحبّ آن است كه دوباره صيغه معامله را بخوانند.
مسأله ٢١٠١- اگر انسان مال كسى را بدون اجازه او بفروشد، چنانچه صاحب مال به فروش آن راضى نشود واجازه نكند، معامله باطل است.
مسأله ٢١٠٢- پدر وجدّ پدرى طفل و نيز وصىّ پدر در تصرّف در اموال صغار و همچنين وصىّ جدّ پدرى در تصرّف اموال قاصرين يا قيم منصوب از طرف پدر يا جدّ مىتوانند مال طفل را بفروشند و نيز مجتهد عادل هم مىتواند مال ديوانه يا يتيم يا مال كسى را كه غائب است بفروشد و احتياط در اين موارد رعايت مصلحت وغبطه است.