توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٢٧ - زكاة فطره
مالى كه خمس و زكاة آن واجب شده، از بين نرفته باشد، بايد خمس يا زكاة را بدهند و بقيه مال او را به چيزهاى ديگرى كه بر او واجب است قسمت كنند و اگر مالى كه خمس وزكاة آن واجب شده از بين رفته باشد، مال او را به خمس و زكاة و قرض و نذر ومانند اينها قسمت نمايند مثلًا اگر چهل تومان خمس بر او واجب است وبيست تومان به كسى بدهكار است وهمه مال او سى تومان است، بايد بيست تومان بابت خمس وده تومان به دين او بدهند.
مسأله ٢٠٠٥- كسى كه مشغول تحصيل علم است و اگر تحصيل نكند مىتواند براى معاش خود كسب كند، چنانچه آن علم واجب يا مستحبّ باشد، مىشود به او زكاة داد، و اگر تحصيل آن علم واجب يا مستحبّ نباشد، زكاة دادن به او اشكال دارد، بنابر احتياط واجب نبايد بگيرد.
زكاة فطره
مسأله ٢٠٠٦- كسى كه موقع غروب شب عيد فطر بالغ وعاقل وهوشيار است و فقير وبنده كس ديگر نيست، بايد براى خودش وكسانى كه نان خور او هستند، هر نفرى يك صاع كه تقريباً سه كيلو است گندم يا جو يا خرما يا كشمش يا برنج يا ذرّت ومانند اينها را به مستحقّ بدهد و اگر پول يكى از اينها را هم بدهد كافى است.
مسأله ٢٠٠٧- كسى كه مخارج خود وعيالاتش را ندارد و كسى را هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عيالاتش را بگذاراند فقير است و دادن زكاة فطره بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٠٨- انسان بايد فطره كسانى را كه در غروب شب عيد فطر نان خور او حسابمىشوند بدهد، كوچكباشند يا بزرگ، مسلمان باشند يا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد يا نه، در شهر خود او باشند يا در شهر ديگر.
مسأله ٢٠٠٩- اگر كسى را كه نان خور او است و در شهر ديگر است وكيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنانچه اطمينان داشته باشد كه فطره مىدهد، لازم نيست خودش فطره او را بدهد.