توضیح المسائل (علوی) - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٢٥ - مسائل متفرّقه زكاة
مسأله ١٩٩٠- اگر در شهر كسى كه مىخواهد زكاة بدهد مستحقّى نباشد و نتواند زكاة را به مصرف ديگرى هم كه براى آن معيّن شده برساند، چنانچه اميد نداشته باشد كه بعداً مستحقّى پيدا كند، بايد زكاة را به شهر ديگر ببرد و به مصرف زكاة برساند، ونميتواند مخارج بردن به آن شهر را از زكاة بردارد و چنانچه زكاة را كنار گذاشته باشد، وتلف شود ضامن نيست.
مسأله ١٩٩١- اگر در شهر خودش مستحقّ پيدا شود، مىتواند زكاة را به شهر ديگر ببرد، ولى مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد و اگر زكاة تلف شود، ضامن است مگر آن كه بأمر حاكم شرع برده باشد يا اين كه وكيل او در قبض ونقل زكاة به شهر ديگر باشد، كه در اين دو صورت مخارج بردن آن از زكاة است.
مسأله ١٩٩٢- اجرت وزن كردن وپيمانه نمودن گندم وجو وكشمش وخرمايى را كه براى زكاة مىدهد، با خود او است.
مسأله ١٩٩٣- كسى كه ٢ مثقال و ١٥ نخود نقره يا بيشتر از بابت زكاة بدهكار است، بنابر احتياط مستحبّ بايد كمتر از ٢ مثفال و ١٥ نخود نقره به يك فقير ندهد و نيز اگر غير نقره چيز ديگرى مثل گندم وجو بدهكار باشد وقيمت آن به ٢ مثقال و ١٥ نخود نقره برسد، بنابر احتياط مستحبّ بايد به يك فقير كمتر از آن ندهد.
مسأله ١٩٩٤- مكروه است انسان از مستحقّ درخواست كند كه زكاتى را كه از او گرفته به او بفروشد، ولى اگر مستحقّ بخواهد چيزى را كه گرفته بفروشد بعد از آن كه به قيمت رساند، كسى كه زكاة را به او داده در خريدن آن بر ديگران مقدّم است.
مسأله ١٩٩٥- اگر شكّ كند زكاتى را كه بر او واجب بوده داده يا نه بايد زكاة را بدهد، هرچند شكّ او براى زكاة سالهاى پيش باشد.
مسأله ١٩٩٦- فقير نمىتواند زكاة را به كمتر از مقدار آن صلح كند يا چيزى را گرانتر از قيمت آن بابت زكاة قبول نمايد، يا زكاة را از مالك بگيرد و به او ببخشد مگر آن كه بخشيدن فقير از طيب نفس ورضاى خاطر باشد، پس در اين صورت مىتواند فقير ببخشد ومالك بگيرد ولى كسى كه زكاة زيادى بدهكار است وفقير شده و نمىتواند زكاة را بدهد، چنانچه بخواهد توبه كند، فقير مىتواند زكاة را از او بگيرد و به او ببخشد.