ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٥ - ب دعاى ابو حمزه ثُمالى
سرورا! شايد مرا از درگاهت رانده و از خدمتت دورم كردهاى! يا شايد چون ديدهاى حقّت را سبك مىشمارم، دورم ساختهاى! يا شايد چون ديدهاى كه از تو روىگردانم، بر من غضب كردهاى! يا شايد چون مرا در زمره دروغگويان يافتهاى، ردّم كردهاى! يا شايد چون نسبت به نعمتهايت ناسپاسم ديدهاى، محرومم ساختهاى! يا شايد چون مرا در مجالس عالِمان نيافتهاى، مرا وا گذاشتهاى! يا شايد چون مرا در جمع غافلان ديدهاى، از رحمتت نوميدم كردهاى! يا شايد چون ديدهاى كه همدم مجالس اهل باطلم، مرا با همانان وا گذاشتهاى! يا شايد چون دوست نداشتى دعايم را بشنوى، دورم كردهاى! يا شايد مرا به جرم و خطايم كيفر دادهاى! و يا شايد مرا به بىشرمىام مجازات كردهاى!
پروردگارا! پس اگر درگذرى، چه بسيار گنهكارانى كه پيش از من از آنان درگذشتهاى؛ چرا كه كَرَمت اى پروردگار بالاتر از آن است كه بندگانِ مقصّر را كيفر دهى. من پناهنده به فضل تو ام [و] از تو به سوى تو گريزانم [و] وعدهاى را كه دادهاى كه از هر كه به تو خوشگمان باشد، درمىگذرى، حتمى مىدانم.
خدايا! احسان تو گستردهتر، و بردبارىات بزرگتر از آن است كه مرا با عملم بسنجى، يا به خطايم خوارم گردانى، و مگر اى سرورم من چيستم و چه اهمّيتى دارم؟ مرا اى مولاى من به فضل خويش ببخشاى و با گذشت خود بر من، منّت بگذار و با خطاپوشىات، مرا بپوشان و با ذات بزرگوارت، از سرزنشم درگذر.
سرورم! منم آن كوچكى كه تربيتش كردى. منم آن نادانى كه علمش آموختى. منم آن گمراهى كه هدايتش كردى. منم آن پَستى كه رفعتم دادى. منم آن ترسانى كه آرامَش ساختى و گرسنهاى كه سيرش كردى و تشنهاى كه سيرابش ساختى و عريانى كه جامهاش پوشاندى و تنگدستى كه بىنيازش كردى و ناتوانى كه نيرومندش ساختى و خوارى كه عزّتش بخشيدى و بيمارى كه شفايش دادى و خواهانى كه عطايش كردى و گنهكارى كه گناهش را پوشاندى و خطاكارى كه از او درگذشتى. منم آن اندكى كه فزونش كردى و ناتوانى كه يارىاش كردى و راندهاى كه پناهش دادى.