شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥١ - آمدن مهمان پيش يوسف(ع) و تقاضا كردن يوسف از او تحفه و ارمغان
|
«جِئْتُمُونا و فُرادى» بىنوا |
هم بدان سان كه «خَلَقْناكُم» كذا |
|
|
هين چه آورديد دستاويز را |
ارمغانى روزِ رستاخيز را |
|
|
يا اميد باز گشتنتان نبود |
وعده امروز باطلتان نمود |
|
ب ٣١٧٥- ٣١٦٩ ارمغان: هديه.
طاحون: آسيا.
حشر: گرد آوردن، و مقصود روز رستاخيز است.
ارمغان كو: هديه كجاست. مأخذ آن حديثى است از انس پسر مالك كه ترجمه آن چنين است: «روز رستاخيز فرزند آدم را بياورند چون برهاى و او را پيش روى خداوند عزّ و جلّ بدارند. خدا فرمايد تو را عطا دادم و مال بخشيدم و نعمت ارزانى داشتم، چه كردى؟ گويد: فراهمش كردم و به ثمرش رساندم و بيش از آن چه بود، پشت سر خود گذاشتم. مرا باز گردان تا همه را نزد تو آرم. خدا فرمايد: مرا بنما كه چه آورده اى؟ گويد: اى پروردگار! فراهمش كردم و به جاى گذاشتمش.
افزونش كردم و به جاى گذاشتمش بيش از آن چه بود، مرا باز گردان تا همه آن را براى تو آورم. پس هر گاه بنده اى نيكى از پيش نفرستاده باشد او را به دوزخ برند» (كنز العمال، ج ١٤، ص ٣٧٢).
جئتمونا و فرادى: تنها نزد ما آمديد. مأخوذ است از قرآن كريم «وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ ...-» تنها نزد ما آمديد چنان كه نخست بار شما را آفريديم و آن چه شما را داديم واپس نهاديد ...» (انعام، ٩٤).
دستاويز: چيزى كه با خود آورند و وسيلت مدعاى خود سازند، حجّت، سند:
|
هيچ دستاويز آن ساعت كه ساعت در رسد |
نيست الّا آن كه بخشايش كند پروردگار |
|
سعدى