شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٣ - ادب كردن شير گرگ را كه در قسمت بىادبى كرده بود
جان بردن: جان به در بردن، خلاص شدن، ايمن گرديدن.
پيشينيان: امّتهاى گذشته.
سياستهاى حق: عذابها كه بر امّتهاى پيشين فرود آمده و قرآن كريم جاى جاى، آن را بيان داشته.
قرون: جمع قرن. يك صد سال، و نيز هر امّتى كه بميرد و كسى از آن باقى نماند (اقرب الموارد).
قُرونِ ماضِيهَ: امّتان گذشته.
سَبَق: پيش، پيشين:
|
فهم كردم كآن كه دم زد از سبق |
وز حدوث چرخ پيروز است و حق |
|
٢٨٦٨/ ٤ امّت مرحومه: امّت پيغمبر آخر زمان، امّت اسلام. ناظر است به حديث: «انَّ امَّتى امَّةٌ مَرْحُومَةٌ لَيسَ عَلَيها فى الآخِرَةِ عَذابٌ، انَّما عَذابُها فِى الدُّنيا القَتْلُ وَ البَلابِلُ وَ الزَّلازِل» (احاديث مثنوى، ص ٣٢).
باد: نخوت، غرور، تكبّر.
استخوان و پشم: استعارت است از آن چه از امّتهاى پيشين مانده است، كه به عذاب حق مبتلا شدند. «لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ...- همانا در داستانهاى آنان پندى بود براى خردمندان ...» (يوسف، ١١١):
|
استخوان و موى مقهوران نگر |
تيغ قهر افكنده اندر بحر و بر |
|
١٨٩١/ ٦ از سخنان امير مؤمنان (ع) است كه: «وَ اْعتَبِرُوا بِمَن اضَاعَها وَ لا يَعْتَبِرَنَّ بِكُمْ مَنْ اطاعَها- از آن كه تقوا را رها كرد عبرت گيريد و مبادا آن كه تقوا را پيشه ساخت از شما عبرت گيرد» (نهج البلاغه، خطبه ١٩١).
داستان شير و گرگ و روباه چنان كه ديديم متضمّن نكتهها بود كه به برخى