شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٤٧ - قصه مرى كردن روميان و چينيان در علم نقاشى و صورتگرى
|
بود دو خانه مقابل در بَدر |
ز آن، يكى چينى ستد رومى دگر |
|
ب ٣٤٧١- ٣٤٧٠ در بدر: در هر خانه برابر در ديگر خانه بود، و طبق تصور شاعر بايد در چنان باشد كه چون گشوده شد هر دو خانه يكى شود كه بتوان عكس ديوار يكى در ديگرى افتد.
در احياء علوم الدين آمده است كه پردهاى كشيدند و اطاق را به دو نيم كردند.
در اسكندر نامه نيز به جاى در، پرده آمده است:
|
ميان دو ابروى طاق بلند |
جحابى فرود آورد نقش بند ... |
|
|
چو ز ان كار گردند پرداخته |
حجاب از ميان گردد انداخته |
|
اسكندر نامه
|
چينيان صد رنگ از شه خواستند |
شه خزينه باز كرد آن تا ستند |
|
ب ٣٤٧٢ آن: ظاهراً اسم اشارهاى كه به خزينه باز مىگردد.
ستند: چنان كه معلوم است اين صيغه به جاى ستدند يا ستانند به كار رفته. در بعض نسخهها «پس خزينه باز كرد آن ارجمند».
|
هر صباحى از خزينه رنگها |
چينيان را راتبه بود از عطا |
|
|
روميان گفتند نى لون و نه رنگ |
در خور آيد كار را جز دفع زنگ |
|
|
در فرو بستند و صيقل مىزدند |
همچو گردون ساده و صافى شدند |
|
|
از دو صد رنگى به بىرنگى رهى است |
رنگ چون ابر است و بىرنگى چون مهى است |
|
|
هر چه اندر ابر ضو بينى و تاب |
آن ز اختر دان و ماه و آفتاب |
|
ب ٣٤٧٧- ٣٤٧٣