ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٤٢ - تعبير چند خواب از قول امام صادق عليه السلام
و ناگهان همسرم را ديدم كه به سوى من آمد و گردوى فراوان شكست و آنها را بر سر من ريخت. من از اين خواب در شگفت شدم. ابو حنيفه گفت: تو بر سر ارث خانوادگى با مردمانى دون به ستيز برمىخيزى و پس از رنج بسيار به خواست خدا به آنچه خواهى رسى. امام صادق عليه السّلام به او فرمود: اى ابا حنيفه! بخدا سوگند كه رسيدى. محمد بن مسلم مىگويد: در اين هنگام ابو حنيفه از نزد امام بيرون رفت و من به ايشان عرض كردم:
قربانت گردم تعبير اين ناصبى مرا خوش نيامد. امام عليه السّلام فرمود: اى پسر مسلم! خدا برايت بد نياورد، تعبير آنها با تعبير ما يكى نيست و تعبير ما با تعبير آنها همسويى ندارد. تعبير اين خواب چنان نبود كه او گفت: عرض كردم: قربانت گردم پس چگونه به او فرمودى كه رسيدى و سوگند هم خوردى و حال آنكه او خطا كرده بود؟ امام عليه السّلام فرمود: آرى من براى او سوگند خوردم كه به خطا رسيد. او مىگويد: به امام عليه السّلام عرض كردم: پس تعبير خواب من چيست؟ امام عليه السّلام فرمود: اى پسر مسلم! تو از زنى كام برمىگيرى و زنت از آن آگاه مىشود و لباسهاى نوى تو را پاره پاره مىكند، زيرا كه پوست پوشش مغز است. محمد بن مسلم مىگويد: بخدا سوگند ميان اين خواب و تعبير آن جز بامداد جمعهاى فاصله نشد، پس چون صبح جمعه رسيد دم درب خانه نشسته بودم كه كنيزى از كنار من گذشت و مرا از او خوش آمد، پس به غلامم دستور دادم او را بازگرداند و او كنيز را به خانه من درآورد و من هم او را متعه كردم و همسرم از ماجراى من و او آگاه شد و در همان حال به خانه درآمد، كنيزك به سوى درب دويد و گريخت و من تنها در اتاق ماندم، پس همسرم آمد و جامههاى نوى را كه در تن داشتم و معمولا در عيدها مىپوشيدم دريد.
موسى زوّار عطر فروش نزد امام صادق عليه السّلام آمد و عرض كرد: اى فرزند رسول خدا! من خوابى ديدهام كه مرا به وحشت انداخته است. در خواب ديدم دامادم كه مرده آمد و مرا بغل كرد و من مىترسم كه مرگم نزديك شده باشد. امام عليه السّلام فرمود: اى موسى! البته بايد هر بام و شام انتظار مرگ را داشته باشى ولى همآغوش شدن مردهها با زندهها دليل بر طول عمر زندهها است. اسم دامادت چه بود؟ عرض كرد: حسين. فرمود: اين خواب دلالت دارد بر اينكه تو زنده مىمانى و امام حسين عليه السّلام را زيارت مىكنى، پس هر كه همنام