ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٩٤ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ ...[١] پرسش كردم و حضرت عليه السّلام فرمود: مقصود اين است كه به قرآن بنگريد و سرانجام كسانى را كه پيش از شما بودند و نيز گزارشى را كه از وضع ايشان به شما داده است بدانيد. او مىگويد: عرض كردم: مقصود از اين آيه شريفه چيست كه: وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ^ وَ بِاللَّيْلِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ[٢]؟ فرمود: در موقع خواندن قرآن به [داستان] آنها گذر مىكنيد و داستان آنها را كه خداوند عزّ و جلّ براى شما بيان كرده مىخوانيد.
داستان دفن زيد
[٣٥١] سليمان بن خالد مىگويد: امام صادق عليه السّلام از من پرسيد: چه چيز شما را واداشت كه زيد را در جايى بنهيد كه نهاديد؟ او مىگويد: عرض كردم: سه چيز موجب اين كار شد:
يكى اندك بودن افرادى كه با ما ماندند و حال آنكه ما بيش از هشت نفر نبوديم، و ديگر آنكه ترسيديم صبح فرا رسد و پرده از كار ما برداشته آيد، سوم اينكه همان نقطه از زمين آرامگاه مقدر او بود. فرمود: از آن نقطه كه او را دفن كرديد تا فرات چقدر فاصله بود؟
عرض كردم: به اندازه يك سنگ پرتاب. فرمود: سبحان اللَّه! چرا به پيكر او آهنى نبستيد و در فرات نينداختيد با اينكه اين كار بهتر بود؟ عرض كردم: فدايت شوم، بخدا سوگند نتوانستيم چنين كنيم. فرمود: روزى كه شما همراه زيد خروج كرديد چگونه بوديد؟
عرض كردم: مؤمن بوديم. فرمود: دشمن شما چگونه بود؟ عرض كردم: كافر بود.
فرمود: من در كتاب خدا چنين مىيابم كه فرموده است: يا ايّها الّذين آمنوا فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى
[١]« بگو در زمين گردش كنيد و بنگريد كه چگونه بوده است سرانجام كسانى كه پيش از شما بودند»( سوره روم/ آيه ٤٢).
[٢]« و براستى شما بر آنها گذر مىكرديد هنگامى كه صبح مىكنيد و در شب، آيا تعقّل نمىكنيد؟»( سوره صافات/ آيه ١٣٧ و ١٣٨).