ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٨٢ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
تكليف زنازاده
[٣٢٢] ابن ابى يعفور مىگويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: زنازاده به كار گماشته مىشود [و مورد تكليف قرار مىگيرد]، پس اگر كار نيك انجام دهد پاداش درمىيابد و اگر كار بد كند كيفر مىبيند.
مروان و وزغ و استراق سمع
[٣٢٣] عبد الرحمن بن ابى عبد اللَّه مىگويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود:
هنگامى كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از اتاقش بيرون آمد كه مروان و پدرش به سخنان او [كه در اتاق با همسرانش مىفرمود] گوش مىدادند. حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به او فرمود: اى وزغ زاده وزغ.
امام صادق عليه السّلام فرمود: از آن روز عقيده بر آن شد كه وزغ به سخن مردم گوش مىدهد.
مروان و نفرين پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
[٣٢٤] زراره مىگويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود: آن گاه كه مروان زاده شد خواستند تا پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم براى او دعا كند. پس او را نزد عايشه فرستادند تا او را خدمت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم برد و حضرت برايش دعا نمايد. پس چون عايشه او را نزديك پيامبر آورد حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: اين چلپاسه[١] چلپاسه زاده را از من دور كنيد. زراره مىگويد: جز اين نمىدانم كه امام باقر عليه السّلام فرمود: پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم او را نفرين كرد.
[٣٢٥] اين همان حديث هفتاد و شش است كه ترجمه آن گذشت.
[٣٢٦] مسعدة بن صدقه از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: على عليه السّلام را عادت بر آن بود كه در آغاز بارش باران زير آن مىايستاد تا سر و ريش و جامهاش تر مىشد.
پس به حضرت عليه السّلام عرض شد: بهتر است زير سقفى بروى. حضرت عليه السّلام فرمود: اين همان
[١] بزمجه( سوسمار كوچك) كه در مكانهاى گوناگون رنگ عوض كند.