ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٤٣ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
به بيمارى گرى مبتلا شدهاند و من آنها را از ترس آنكه به حيوانات ديگر سرايت نكند از شتران ديگرم جدا كردهام و گاهى نيز براى چهارپايان سوت مىزنم تا آب بخورند، حضرت عليه السّلام فرمود: مردى عرب نزد پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت: گاهى من گوسفند و گاو و شترى را كه به گرى مبتلا شدهاند به بهايى اندك به دست مىآورم ولى از ترس اينكه گرى آنها به ديگر شتران و گوسفندانم سرايت كند از خريدن آنها نگران و ناراحتم، پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: اى مرد عرب! اين بيمارى براى نخستين بار از كجا به اين حيوان سرايت كرده است؟ سپس پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: نه واگيره است و نه فال بد و نه بوم و نه شوم و نه صفر و نه رضاع پس از گرفتن از شير و نه تعرّب پس از هجرت و نه روزه خاموشى و حرف نزدن يك شبانه روز و نه طلاق پيش از نكاح و نه آزاد كردن بندهاى پيش از تملّك و خريدارى و نه يتيمى پس از بلوغ.
نهى از فال بد زدن
[٢٣٥] عمرو بن حريث مىگويد: امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: فال بد زدن بر طبق همان چيزى است كه در پيش خود فال بد زدهاى، اگر آسان بگيرى آسان گذرد و اگر سخت بگيرى سخت گذرد و اگر چيزى به دل نگيرى چيزى در ميان نخواهد بود.
كفّاره فال بد زدن
[٢٣٦] امام صادق عليه السّلام فرموده است: پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىفرمود: كفاره فال بد زدن توكل است بخداى.
داستان فراريان از طاعون
[٢٣٧] اين حديث را برخى از امام صادق عليه السّلام و برخى از امام باقر عليه السّلام روايت كردهاند كه در تفسير اين آيه شريفه: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ