ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٨٨ - نامه ديگرى از امام باقر عليه السلام به سعد الخير
و باطل به دو دسته جدا از هم پاره پاره شدند و اهل حق، يك ديگر را يارى نرساندند و دل به صلح و سازش نهادند و اهل گمراهى به يارى يك ديگر برخاستند و اكثريت همكاران اين گروه شدند. اين گروه را خوب بشناس و گروه ديگر را هم به دقّت بنگر كه شريفان و برگزيدگان خدايند و بدانها روى آور تا به اهل خود برسى، زيرا زيانكاران همان كسانى هستند كه خود و خاندان خود را به زيان كشاندند به روز رستخيز، و همين است زيان آشكار.
در اينجا روايت حسين بن محمّد اشعرى به پايان مىرسد و در روايت محمد بن يحيى اين افزايش به چشم مىخورد:
دانستن طريق و روش حق، از آن ايشان است، و اگر بلا و گرفتارى هم دارند تو نبايد آن را به نظر آورى، زيرا اين براى امتحان و آزمون خلايق است و دليل ناحق بودن آنها نيست، و اگر مردم ناحق بر ايشان زور گويند و بدانها بتازند و آنها را خوار شمارند و گرفتار بلا شوند، بايد بدانى كه آن خواهد گذشت و دوران خوشى و خرّمى خواهد رسيد.
بدان كه برادران مورد اعتماد اندوختههاى يك ديگر هستند، و اگر ترس از اين نبود كه در باره من گمانهاى ناروا بيابى، و آن تو را از راه حق برون برد، پرده از حقايقى برمىكشيدم كه تاكنون از تو پنهان داشتم و مطالبى پيرامون حق بر تو بيان مىكردم كه از تو نهان داشتم، ولى من ملاحظه تو را مىكنم و مىخواهم تو در راه حق بمانى و بپايى. حليم و شكيبا نباشد كسى كه در جايگاه تقوى و خوددارى از احدى پروا نكند. حلم و بردبارى جامه عالم است، مبادا خود را از آن برهنه كنى.
نامه ديگرى از امام باقر عليه السّلام به سعد الخير
[١٧] حمزة بن بزيع: امام باقر عليه السّلام به سعد الخير نوشت:
به نام خداوند بخشنده مهربان، امّا بعد، نامهات به من رسيد و در آن از دانستن امورى ياد كرده بودى كه تركش شايسته نيست، و نيز فرمانبرى از كسى كه خداوند از خشنودى