ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٨٦ - نامه امام باقر عليه السلام به سعد الخير
امر خدا را رد مىكنند.
چه بد است براى ستمكاران ولايت مردم، پس از ولايت خدا، و پاداش مردم پس از پاداش خدا و خشنودى مردم، پس از خشنودى خدا، و امّت اين چنين گشت در حالى كه بودند در ميان ايشان افرادى كه در پرستش و بندگى خدا كوشش و تلاش مىكردند امّا به ضلالت و گمراهى گرفتارند، تنها خود را مىبينند و فتنهگرند، زيرا عبادت و پرستش آنان، هم براى خود آنان فتنه است و هم براى كسى كه به آنها اقتدا مىكند، با اينكه رسولان خدا وسيله تذكّر، براى همه اهل عبادت مىباشند.
همانا يك پيامبر خدا طاعت و عبادت او را به حدّ كمال مىرسانيد و سپس خداوند تبارك را در يك زمينه نافرمانى مىكرد، و براى همين نافرمانى از بهشت رانده مىشد و در شكم ماهى افكنده يا زندانى مىگشت، و براى او وسيله نجاتى نبود مگر اعتراف و توبه، تو نظاير احبار يهود، و رهبان نصارى را در ميان مسلمانان بشناس، كه كتاب خدا را پنهان مىدارند و تحريف مىكنند، و در نتيجه نه تجارت آنان سود دارد و نه ايشان در راه هدايت گام برداشتند. بشناس نظاير آنها را در اين امّت؛ كسانى كه الفاظ و واژههاى قرآن را بر پا مىدارند و حدود و مقرّرات حقيقى آن را تحريف مىكنند و بر خلاف ما، به تفسير و تطبيق آن مىپردازند. آنان هميشه با سروران و بزرگانند و هنگامى كه جلوداران هوى پرست و دنياطلب، اختلاف يابند و كشمكش نمايند، با كسى همراه شوند كه دنياى بيشترى دارد و بر رقيبان خود پيروز شده است، و اين است حدّ آنها در علم ما، پيوسته اين چنين هستند در سرشت و طمعشان، و صداى ابليس يا باطل فراوان، از زبان آنها شنيده مىشود.
دانشمندان حقيقى به آزار كردن و سختگيرى و زور گويى آنها صبر كنند، و آنها بر علماء حقيقى عيب گيرند كه آنها را به حق مكلّف سازند و از باطل برحذر نمايند، و اين در حالى است كه اين با سوادان (دنياطلب و زشتخو كه در كسوت علماء درآمدهاند) در ذات خود خيانت پيشهاند و خيرخواهى را پنهان مىكنند، و اگر گمراهى را ببينند راهنمائىاش نمىكنند و مردهاى را زنده نمىگردانند، پس چه بد مىكنند، زيرا خداوند