ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٧٨ - حديث موسى عليه السلام
اى موسى! دو كفت را از روى خوارى در برابر من بر زمين زن، همچون بندهاى كه به درگاه آقايش زارى و ناله مىكند، زيرا اگر تو چنين كنى ترحّم مىشوى و من كريمترين توانا هستم.
اى موسى! از فضل و رحمت من بخواه، زيرا اين هر دو در اختيار من هستند و احدى جز من اختيار آنها را ندارد، و هنگامى كه از من درخواستى مىكنى، ببين چه اشتياقى بدان چه نزد من است دارى! براى هر كارگرى مزدى است، و ناسپاس هم در آنچه مىكوشد پاداش دريافت مىكند.
اى موسى! جان خود را از دنيا پاك دار و از آن به يك سو شو، زيرا كه دنيا از آن تو نيست و تو از آن دنيا نيستى، و تو را چه كار با خانه ستمگران؟ مگر عاملى كه در آن كار خير كند كه براى او چه نيكو خانهاى خواهد بود.
اى موسى! آنچه را به تو فرمان مىدهم گوش كن، و هر گاه نظرى دهم به كارش بند.
حقايق تورات را در سينه خود جاى ده، و در لحظات شبانه روز در پرتو آن بيدار باش، و فرزندان دنيا را در سينه خود جاى مده، تا آن را چونان پرندهها آشيانه خود بگيرند.
اى موسى! دنيازادگان و دنيا داران يك ديگر را مىفريبند و هر كدام آنچه را دارند براى ديگران مىآرايند. براى مؤمن آخرت آراسته شده، و هميشه نگاهى پر مايه بدان دارند.
شيفتگى او به آخرت، ميان او و لذّت زندگى مانع شده، و او را در سحرگاهان به شب زنده دارى مىكشاند، چونان كردار شتر سوارى كه به سوى هدفى مىراند، روز را با غم سر كند و شب را با حزن، خوشا به حال او كه اگر پرده را به كنار زنند، چه شادى و سرورى را به چشم خواهد ديد.! اى موسى! دنيا نطفهاى بيش نيست، كه نه پاداش مؤمن را سزد، و نه كيفر نابكار را، و چاه عميقى است براى كسى كه، ثواب معاد خود را به يك ليسيدن انگشت، كه به جا نماند بفروشد، و به يك دندان زدن كه البتّه نيايد، و چنين است كه من به تو فرمان مىدهم، و هر فرمان من رهنمود است.
اى موسى! اگر ديدى توانگرى به سوى تو روى مىآورد با خود بگو گناهى كردهام كه