ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٤٠٩ - خطبهاى از امير المؤمنين عليه السلام در نهى از امتيازطلبى
و پروردگارى كه چيره بر او نتوان شد. پس اگر خداوند به سلامتى وجود مقدّست بر ما منّت نهاد و به بقاى ذات اقدست بر ما ترحّم فرمود و اين نگرانى را به سلامت و تندرستى تبديل كرد و در ميان ما باقى ماندى، ما در برابر اين نعمت، شكر تازهاى به درگاه خداوند عزّ و جلّ به جاى آورده و ذكر او را به دل و زبان ادامه دهيم، و به شكرانه سلامتى تو نيمى از اموال خود را صدقه داده و نيمى از بندگان خود را آزاد كنيم، و از نو براى خدا روى فروتنى و كوچكى بر خاك نهيم و در همه كارهامان خشوع و كرنش را فرو ننهيم، و اگر خدا نخواهد و تو را به بهشت برين برند و راهى را كه بيقين بايد پيمود بپيمايى، در اين صورت نيز قضاى خداوند در باره تو مورد بدبينى نيست و آزمون او از تو دفع ناپذير است و دلهاى ما براى اين فاجعه ناگوار پراكنده نخواهد شد، و همه مىدانيم كه خداوند جوار حضرت خود را، بر اين جهان ناپايدار و وضع ناهنجارى كه در آن هستى، براى تو اختيار فرموده است، ولى ما به حقيقت مىگرييم، زيرا كه [با رفتن تو] عزّت اين سلطنت و حكومت حقّه به خوارى بگرايد و دين و دنياى مردم طعمه [پليدكاران] شود، و در آن هنگام كسى به جاى تو نيست كه شكايت نزد او بريم و مانندى برايت نباشد كه مايه اميد ما باشد و او را بر پاى داريم.
خطبهاى از امير المؤمنين عليه السّلام در نهى از امتيازطلبى
[٥٥١] اصبغ بن نباته مىگويد: عبد اللَّه بن عمر و فرزندان ابو بكر با سعد بن ابى وقاص نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمدند و از آن حضرت براى خود امتيازاتى خواستند. آن حضرت بر منبر شد و مردم گرد او آمدند پس حضرت فرمود:
سپاس خداى را سزاست كه اختيار دارد سپاس و غايت كرم است، شرح و بيان به كنهش نرسد و وصف او به زبانى در نيايد و به حد و غايت موجودات شناخته نگردد، و گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه كه شريك ندارد نيست، و براستى كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسول خدا پيامبر هدايت و جايگاه پرهيزگارى و فرستاده پروردگار والاست، و بحق از نزد پروردگار بر حق آمده تا به وسيله قرآن پرتو بخش، و برهان تابان، بيم دهد و او قرآن مبين