ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٤٠٨ - سخنرانى امير المؤمنين عليه السلام در صفين در بيان حق واليان و رعايا بر يك ديگر
و خوارى مداوم، ناشى از تباهى روزگار و دگرگونى اوضاع و ناپايدارى حكومت حقّه، بزودى دامنگير مىشد. سپس با اندوه فراوان روى نياز به درگاه خداى عزّ و جلّ كرد و از او خواست كه بر او منّت نهاده و بلا را از او دور كند، و بخوبى خداى را ستود، آن گاه گفت:
اى پرورنده بندگان و اى مايه آرامش بلاد! كجا سخن ما توان توصيف فضل تو دارد! و كجا بيان ما به كنه كار تو ره برد! و كجا ما توانيم به حقيقت ستايش نيكوى تو رسيم! يا كجا توانيم آزمايش نيكوى تو را برشماريم! چگونه با اينكه نعمتهاى خدا به وسيله تو به ما ارزانى شود و در پرتو وجود تو اسباب خير به ما بپيوندد! مگر تو نيستى كه خوارى خوارشدگان را پناهى، و سركشان ناسپاس را برادرى مهربان! پس با چه كسى جز خاندان و شخص تو خداى عزّ و جلّ ما را از ناهنجارى اين خطرات رهانيد! و يا به وسيله چه كسى سيلاب دشوار مشكلات را از ما بگرداند! و به واسطه چه كسى جز شما، خداوند دستورات دينمان را بر ايمان آشكار نمود و آنچه از دنياى ما تباه شده بود به صلاح و خوبى درآورد، تا پس از كاستى [ستم بارگى] نامآور شديم و چشم ما از زندگى خوش روشنى يافت، زيرا به اندازه توان خود، به نيكى بر ما حكومت كردى و به همه وعدههايت وفا كردى و بر همه پيمانهايت پايدارى ورزيدى و تو شاهدى بودى بر هر كه از ما غايب مىشد و يادگار خاندان براى ما بودى. تو عزّت بخش ناتوانان ما و پناه بينوايان ما و تكيهگاه بزرگان ما بودى و عدل و داد تو ما را در تمام كارها گرد هم جمع كرد و آرامى و بردبارى تو براى ما در باره حق، وسيله وسعت است. ديدنت براى ما موجب آرامش است و يادت موجب آسودگى. كدام كار نيك را به جاى نياوردى؟ و كدام عمل صالح را ترك نمودى؟
اگر نبود آنچه كه ما از آن بر تو ترس داريم [مرگ] و كوشش ما در وضع آن بىاثر است و جلوگيرى آن از قدرت ما بيرون است، و يا ممكن بود كه جان خود و عزيزانمان را در راه تو نثار كنيم، بىترديد همه را در پيش رويت فدا مىكرديم و آنها را در گرو وجود عزيزت مىنهاديم، گرچه اينها در برابر تو اندك است، و بىچون و چرا هر چه توان و قدرت داشتيم در راه ستيز با دشمنان تو و دفاع از سوء قصدكنندگانت به كار مىبرديم. ولى چه مىتوان كرد در برابر خدايى كه تقديرش را دفع نتوان كرد، و عزيزى كه مغلوب نگردد