ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٢٣ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
خروج سفيانى
[٤١٢] فضل كاتب مىگويد: خدمت امام صادق عليه السّلام بودم كه نامهاى از ابو مسلم خراسانى براى ايشان رسيد. حضرت فرمود: نامه تو جواب ندارد برو. ما شروع كرديم با هم به نجوا كردن. فرمود: اى فضل! چه سخنى را با هم نجوا مىكنيد! همانا خدا براى شتاب بندگان شتاب نمىكند و از جاى برآوردن كوهى آسانتر است از ساقط كردن حكومتى كه هنوز عمرش به پايان نرسيده. سپس فرمود: همانا فلان پسر فلان تا به هفتمين فرزند فلان رسيد. من عرض كردم: قربانت گردم پس چه نشانى ميان ما و شماست؟ امام عليه السّلام فرمود: اى فضل! از جاى خود حركت نكن تا سفيانى خروج كند و هنگامى كه سفيانى خروج كرد به سوى ما رو آريد، و اين سخن را سه بار باز گفت، و اين از نشانههاى حتمى [ظهور حضرت قائم عليه السّلام] است.
هويّت شيطان
[٤١٣] جميل بن درّاج مىگويد: از امام صادق عليه السّلام پرسيدم كه آيا شيطان از فرشتگان بود يا امرى از امور آسمان را مىگرداند؟ امام عليه السّلام فرمود: نه از فرشتگان بود و نه امرى را مىگرداند و نه عزت و احترامى داشت. من نزد طيّار [ظاهرا مقصود حمزة بن طيّار است] آمدم و آنچه را شنيده بودم بدو گفتم. طيّار سخن امام عليه السّلام را منكر شد و گفت: چگونه او از فرشتگان نبوده است در حالى كه خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد: وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ ...[١]. پس خود طيّار به خدمت امام صادق عليه السّلام رسيد و در آن هنگام كه خود من هم در خدمت حضرت بودم اين مطلب را جويا شد و عرض كرد: قربانت گردم، اينكه خداى عزّ و جلّ در بسيارى آيات قرآنى مؤمنان را مورد خطاب قرار داده و مىفرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آيا منافقان هم در اين خطاب داخل
[١]« و هنگامى كه به فرشتگان گفتيم در برابر آدم سجده كنند سجده كردند مگر ابليس»( سوره كهف/ آيه ٥٠).