ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٨٨ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
حديث در قناعت و پارسايى
[٣٣٨] هشام بن سالم مىگويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه به حمران بن اعين مىفرمود: اى حمران! به كسى بنگر كه در قدرت، دون توست، و به كسى منگر كه در قدرت، فوق توست كه اين شيوه براى تو در آنچه روزيت شده قانعكنندهتر است و شايسته است كه تو را سزاوار نعمت بيشترى از سوى پروردگارت گرداند، و بدان كه عمل اندك پيوسته همراه با يقين نزد خداوند والانام برتر است از عمل فراوان بدور از يقين.
و بدان كه هيچ گونه پارسايى فايدهمندتر از دورى كردن از محرّمات الهى و دست شستن از آزار مؤمنان و غيبت كردن ايشان نيست، و هيچ زندگانىاى گواراتر از خوش اخلاقى نيست، و هيچ مالى سودمندتر از قناعتورزى در همان مال اندك نيست كه كفايت زندگى مىكند، و هيچ جهلى زيانبارتر از خود محورى نباشد.
حديث در بيان مصداق «مردم» و «اشتباه مردم» و «نسناس»
[٣٣٩] سعيد بن مسيّب مىگويد: از حضرت على بن الحسين عليه السّلام شنيدم كه فرمود:
مردى خدمت امير المؤمنين عليه السّلام آمد و عرض كرد: اگر براستى عالم هستى، مرا از مردم و اشباه مردم و نسناس آگاه گردان. امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اى حسين! پاسخ اين مرد را بده. امام حسين عليه السّلام فرمود: اما اينكه گفتى ناس [مردم] كيانند؟ ماييم آن مردم و لذا خداوند سبحان در قرآن مىفرمايد: ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ ...[١] و رسول خدا آن كسى بود كه مردم را كوچ مىداد. و اما اينكه از اشباه مردم پرسيدى، پس ايشان شيعيان مايند و هم آنها دوستان ما هستند و از مايند، و از همين رو ابراهيم فرمود:
... فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي ...[٢]. و اما اينكه از نسناس پرسيدى، ايشان اكثريت مردمند.
[١]« پس از همان جا كه مردم كوچ كنند شما هم كوچ كنيد»( سوره بقره/ آيه ١٩٩).
[٢]« هر كه از من پيروى كند از من است»( سوره ابراهيم/ آيه ٣٦).