ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ١٦٠ - گفتگوى نافع با امام باقر عليه السلام
محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پانصد سال پس از عيسى بوده است از چه كسى بايد اين پرسش را بپرسد؟ امام باقر عليه السّلام اين آيه را تلاوت فرمود: سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا[١]، يكى از آياتى كه خداوند تبارك و تعالى در اين سفر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به بيت المقدس به وى نمود اين بود كه خداوند همه پيامبران و رسولان را از آغازين تا انجامين برانگيخت و سپس به جبرئيل فرمان داد تا اذان گويد، و او هر بند از اذان را دو بار گفت: و هر بند اقامه را هم دو بار تكرار كرد و در اذانش «حيّ على خير العمل» را هم گفت، سپس محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم جلو ايستاد و با گروه پيامبران نماز جماعت خواند، و چون از نماز فارغ گشت بدانها گفت: بر چه شهادت مىدهيد و كه را مىپرستيديد؟ آنها گفتند: ما همه گواهيم كه نيست شايسته پرستشى جز خداى يگانه كه انبازى ندارد و گواهيم بر اينكه تو پيامبر خدايى و بر اين عقيده از ما عهد و پيمان ستانده شده.
نافع گفت: اى ابا جعفر راست گفتى، اينك به من بگو مقصود خدا از اين آيه چيست:
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما[٢]! امام عليه السّلام فرمود:
همانا خداوند تبارك و تعالى چون آدم را به زمين فرود آورد آسمانها بسته بودند و هيچ نمىربايدند و زمين بسته بود و گياهى از آن نمىروييد، و چون خداوند عزّ و جلّ توبه آدم را پذيرفت آسمان را فرمود تا از ابر باران ريزد و آن را فرمود تا دم مشك خود را گشود و سرازير كرد، و سپس به زمين فرمود تا درختها رويانيد و ميوهها برآورد و جويهاى آب برخروشانيد، و اين بود بستن آنها و آن گشودن آن.
نافع گفت: راست گفتى اى فرزند پيامبر اينك به من بگو در اين آيه:
[١]« منزه است آن[ خدايى] كه بندهاش راى شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى- كه پيرامون آن راى بركات دادهايم- سير داد تا از نشانههاى خود به او بنمايانيم»( سوره اسراء/ آيه ١).
[٢]« آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو راى از هم جدا ساختيم»( سوره انبياء/ آيه ٣٠).