ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ١٥٥ - حديث آدم و درخت و فرزندان او
پروردگار كه: ... وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ[١]، فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي ...[٢]، وَ إِبْراهِيمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ ...[٣]، و ميان هر دو پيامبر ده پيغمبر، نه پيغمبر و هشت پيغمبر آمدند كه همه پيامبر بودند، و براى هر پيامبر همان شيوهاى بود كه براى نوح و آدم و هود و صالح و شعيب و ابراهيم عليه السّلام تا روزگار به يوسف بن يعقوب رسيد، و پس از يوسف در اسباط مقرر شد كه برادران او بودند تا روزگار به موسى عليه السّلام رسيد، و ميان يوسف و موسى نيز پيامبرانى بودند، و خداوند موسى و هارون را به سوى فرعون و هامان و قارون گسيل داشت، و سپس پيامبرانى پياپى بفرستاد:
... كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ ...[٤].
و بنى اسرائيل پيامبران را مىكشتند و اين در حالى بود كه دو پيامبر ديگر ايستاده منتظر كشته شدن بودند، و دو پيامبر را مىكشتند در حالى كه چهار پيامبر ديگر ايستاده بودند تا آنكه چه بسا در يك روز هفتاد پيامبر را مىكشتند و بازار كشتار آنها تا پايان روز برقرار بود. پس چون تورات به موسى نازل شد به محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مژده داد و ميان يوسف و موسى پيامبرانى بودند و جانشين موسى عليه السّلام يوشع بن نون بود و او همان جوانمردى است كه خداوند در كتابش از او نام برده است، و پيامبران به آمدن محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مژده مىدادند تا آنكه خداوند تبارك و تعالى مسيح عيسى بن مريم را برانگيخت و او نيز به ظهور محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مژده داد، و اين همان سخن پروردگار است كه: ... يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ ...[٥]، وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ
[١]« قوم لوط از ميان شما چندان دور نيست»( سوره هود/ آيه ٨٩).
[٢]« پس لوط به او ايمان آورد و[ ابراهيم] گفت:« من به سوى پروردگار خود روى مىآورم»( سوره عنكبوت/ آيه ٢٦).
[٣]« و[ ياد كن] ابراهيم را چون به قوم خويش گفت: خدا را بپرستيد و از او پروا بداريد؛ اگر بدانيد اين[ كار] براى شما بهترين است»( سوره عنكبوت/ آيه ١٦).
[٤]« هر بار براى[ هدايت] امتى پيامبرش آمد، او را تكذيب كردند؛ پس[ ما امتهاى سركش را] يكى پس از ديگرى آورديم و آنها را مايه عبرت[ و زبانزد مردم] گردانيديم»( سوره مؤمنون/ آيه ٤٤).
[٥].[ نام] او را نزد خود، در تورات و انجيل نوشته مىيابند، آنان را به كار پسنديده فرمان مىدهد و از كار ناپسند باز مىدارد»( سوره اعراف/ آيه ١٥٧).