ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ١٠٤ - سخنى از على بن الحسين عليه السلام در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم(در موعظه)
بر فرزندت مقدم بدار، زيرا جز اين نيست كه تو مال را براى يكى از دو نفر گرد مىآورى:
يا كسى كه با آن به طاعت خدا برخيزد كه در اين صورت با آنچه تو بدبختشدهاى، او خوشبخت شده است، و يا فردى كه با پول تو به معصيت الهى كمر بندد، كه در اين صورت با آنچه تو براى او گرد آوردهاى، به بدبختى كشانده شده است، و هيچ يك از اين دو شايستگى آن را ندارند كه تو بر خويش مقدمشان بدارى و براى او بارى بر دوش خود نهى، پس براى آنكه گذشته است به رحمت خدا اميدوار باش و براى آنكه خواهد آمد به روزى خدا اعتماد كن.
سخنى از على بن الحسين عليه السّلام در مسجد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم (در موعظه)
[٢٩] سعيد بن مسيب مىگويد: على بن الحسين عليه السّلام را بنا بر اين بود كه هر جمعه در مسجد پيغمبر، مردم را پند مىداد و آنان را به زهد دنيا فرا مىخواند، و به كارهاى آخرت تشويق مىكرد. اين سخنرانى از ايشان حفظ و نگاشته شده، آن حضرت مىفرمود: اى مردم! از خدا بپرهيزيد و بدانيد كه به سوى او بازمىگرديد و هر كسى در آخرت آن يابد كه در اين دنيا كرده، و اگر خيرى بوده نتيجه آن را ببيند، چنان كه اگر شرّى بوده در برابر او حاضر مىشود و او آرزو مىكند كه ميان او و آن فاصلهاى بسيارى بود و خداوند شما را از خودش (بر كردار بد) بر حذر داشته. واى بر تو اى آدميزاده غافل، كه از او غفلت نمىشود.
اى بنى آدم! مرگ تو شتابندهترين چيز است براى تو كه بىامان بسوى تو مىآيد و تو را مىطلبد، و چيزى نمانده كه تو را دريابد، و گويى عمرت به سر رسيده و فرشته مرگ جانت را ستانده است و بسوى قبرت تنها روانى، و جانت به تنت بازگشته است، و دو فرشته خدا بنام منكر و نكير ناخوانده و بىاجازه، براى بازپرسى از تو به گورت درآمدهاند و از تو پرسش و پاسخ سخت مىكنند. همانا نخستين پرسش آن در پيرامون خدايى است كه او را مىپرستيدى و پيامبرى كه به سوى تو فرستاده شده است، و از دينى كه بدان متديّن بودهاى، و از كتابى كه آن را تلاوت مىكردهاى، و از امامى كه او را دوست مىداشتهاى، و از