پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٤ - رويارويى با معاويه و بيعت يزيد
شب را رسوا نمود و خورشيد جهانافروز، بر نورهاى كمسوى چراغها چيره شد.
تو خود را بر ديگران برترى دادى و به حدّ افراط رساندى، به اندازهاى بيت المال را به خود اختصاص دادى كه آن را به حد اجحاف رساندى، از پرداخت حقوق ديگران امتناع ورزيدى، تا اينكه به حد بدگويى آنان رسيد و از گليم خود پا فراتر نهادى، سهم حقداران را به آنها نپرداختى تا اينكه شيطان بهره فراوان و نصيب كامل خود را بدست آورد.
و دانستم كه چرا كمالات و سياستمدارى يزيد را (به دروغ) به رخ امت رسول خدا كشيدى، تو قصد دارى مردم در مورد يزيد تصور كنند تو كسى را توصيف مىكنى كه تاكنون پنهان بوده است، يا از كسى خبر مىدهى كه گويى با علم خاصى او را كشف نمودهاى در صورتى كه وضعيت روحى يزيد از افكار و انديشه او خبر مىدهد.
براى يزيد همان تصميم را بگير كه خود گرفته و آن تماشاى جنگ و ستيز سگان جنگجو و كبوتربازى و بازى كبوتران نر و ماده و تماشاى زنان نوازنده و خواننده و هرزه و نواختن آلات لهو و لعب است كه او را در اين زمينه فردى بصير خواهى يافت و آنچه را درصدد آن هستى رها ساز، آيا از اينكه خدا را با اينهمه بار گناهى كه از مردم به دوش گرفتهاى ملاقات كنى، برايت بس نيست؟
به خدا سوگند! همواره در ظلم و ستم بودى تا ظرفش را مالامال كردى در صورتى كه فاصله تو و مرگ جز يك چشم بههم زدن نيست! و چارهاى جز اين ندارى. تو را درحالى مىبينم كه به ما بدى كردى و از ارث پدرى ما جلوگيرى به عمل آوردى، با اينكه به خدا سوگند! رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله از همان زمان ولادت، ما را وارث آن كرده بود و همان استدلالى را كه در سقيفه آوردند تو نيز براى ما اقامه كردى. همان دلايلى كه (ابو بكر) به آنها چنگ زد و در نتيجه شما هم به همان دلايل تمسك كرديد و