پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥ - بخش نخست سالار شهيدان در يك نگاه
معاويه نتوانست در برابر شروط ياد شده خويشتندارى نشان دهد، نفسش وى را به وسوسه واداشت كه زهر كشندهاى را به امام حسن عليه السّلام بخوراند تا بدين وسيله بتواند خلافت را به فرزند فاسقش يزيد، به ميراث نهد ... ولى از نتايج عدم پذيرش شروط و اين توطئه پليد آگاهى نداشت.
در واقع مسلمانان پس از گذشت دو دهه از سلطه بنى اميّه به درندهخويى و جاهليّت اين حكومت يقين حاصل كردند و مشاهده اين اوضاع، پايگاههاى مردمى شيعيان را براى ورود به عرصههاى كارزارى جديد بر ضد نظام حاكم، مهيّا ساخت و بدينسان شرايط مناسب شوريدن بر حكومت فراهم شد و با مردن معاويه و بر سر كار آمدن يزيد فاسق بادهنوش كه احكام دين را گستاخانه به تمسخر مىگرفت و بر بيعت گرفتن از بزرگان صحابه و عموم تابعان و افراد ظلمستيزى نظير ابو عبد اللّه الحسين عليه السّلام سرور ذلتناپذير و پيشواى مسلمانان، پافشارى نشان مىداد، شروط لازم براى آن حركت كامل گرديد.
معاوية بن ابى سفيان نزديك به بيست سال، با پيروى از سياست گرسنه نگاه داشتن مردم، تهديد و حيله و نيرنگ، بر مسند خلافت تكيه زد. همين امر سبب شد از سويى حقيقت وى براى امّت آشكار شود و از سوى ديگر، مردمى كه به بيمارى وجدان و از دست دادن عزم و اراده، مبتلا بودند حياتى نو بيابند.
بدين ترتيب، امت از خواب غفلت خويش بيدار و شك و ترديد آنها نسبت به حقانيّت خط اهل بيت عليهم السّلام بر طرف شد ولى از توان مقاومت در برابر ستم و ستمپيشگان برخوردار نبودند و به گفته فرزدق در ديدارش با امام حسين عليه السّلام كه به دعوت كوفيان رهسپار عراق بود. دلهاى مردم كوفه با شما ولى شمشيرهايشان بر ضد شماست.
از اينرو، موقعيّت دينى ابو عبد اللّه الحسين عليه السّلام ايجاب مىكرد با فراهم