پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٩ - بادهنوشى
يزيد شيفتگى و اشتياق شديد خود را نسبت به بوزينگان ميان مردم منتشر ساخت به گونهاى كه وى را بدان لقب دادند و مردى از قبيله تنوخ در تمسخر يزيد سروده است:
يزيد دوست بوزينگان است و از همسايگى ما آدميان ملول شده است و به زندگى در سرزمين بوزينگان تمايل دارد، مرگ بر كسى كه به خليفگى ما درآيد و ياران نزديكش بوزينگان باشند.[١]
بادهنوشى
يكى ديگر از ويژگىهاى بارز يزيد، شرابخوارى بود به اندازهاى كه در نوشيدن آن زيادهروى مىكرد، او همواره مست بود و هيچگاه هشيار ديده نشد، از جمله اشعارش در وصف شراب چنين است:
يارانى كه شراب و مى يكجا گردشان آورده و سروش تمايلات هواوهوس برايشان نغمه سرايى مىكند سفارش مىكنم كه از نعمتها و لذتهاى اين دنيا بهره ببريد، زيرا هرچند دنيا به درازا بكشد باز هم ناپايدار است.[٢]
تاريخنگاران از عبد اللّه بن حنظله كه در پى شهادت جانسوز ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام به اتّفاق جمعى از مردم مدينه به شام نزد يزيد سفر كرده بود نقل كردهاند كه: يزيد را چنين توصيف مىكرد: به خدا سوگند! نزد يزيد كه مىرفتيم بيم داشتيم از آسمان بر ما سنگ ببارد، زيرا او فردى بود كه با مادران و دختران
[١] . انساب الأشراف ٢/ ٢.
|
يزيد صديق القرد ملّ جوارنا |
فحنّ الى أرض القرود يزيد |
|
|
فتّبا لمن امسى علينا خليفة |
صحابته الأدنون منه قرود |
|
[٢] . حياة الامام الحسين ٢/ ١٨٣ به نقل از تاريخ مظفرى.
|
أقول لصحب ضمّت الخمر شملهم |
و داعي صبا بات الهوى يترنّم |
|
|
خذوا بنصيب من نعيم و لذّة |
فكلّ و ان طال المدى يتصرّم |
|