پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٣ - وصيتهاى امير مؤمنان به امام حسين عليه السلام
٤. پسرم! هركس به عيب مردم بنگرد و آن را براى خود بپسندد، خود همان احمق است و هركس بينديشد، عبرت آموزد، و هركه عبرت گيرد گوشه نشينى اختيار كند و هركه گوشه نشين گردد، سالم بماند هركس ترك شهوت كند. آزاد زندگى كند و هركس حسد را ترك كند، مورد محبت مردم خواهد بود.
٥. پسرم! عزت فرد با ايمان، بىنيازى او از مردم است، قناعت مالى است كه تمام شدنى نيست، هركس مرگ را زياد ياد كند به اندكى از مال دنيا خشنود گردد و هركس بداند سخنش از كردار او به شمار مىآيد كم سخن مىگويد مگر در آنچه سودى بدو بخشد.
٦. پسرم! شگفتا! از كسى كه از كيفر بترسد ولى دست از گناه بازندارد و اميد ثواب دارد و اما توبه نكند و كارى انجام ندهد.
٧. پسرم! انديشه، روشنى مىآفريند و غفلت تاريكى و جدال و گمراهى به وجود مىآورد، خوشبخت كسى است كه از ديگرى پند گيرد. ادب بهترين ميراث و خوشاخلاقى بهترين همنشين است. نه با قطع صلهرحم مالى افزايش مىيابد و نه با هرزگى، توانگرى ايجاد مىشود.
٨. پسرم! عافيت داراى ده جزء است كه نه جزء آن در خاموشى است مگر آنجا كه زبان به ذكر خدا گشوده شود و جزء ديگر در ترك همنشينى نابخردان است.
٩. پسرم! هركس با انجام معصيتهاى الهى در مجالس، ژست بگيرد خداوند او را خوار و زبون مىسازد و هركس در پى دانش باشد، دانا شود.