صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٣ - لزوم حفظ وحدت
دارند؛ لكن الآن وقت طرحش نيست، كه باز يك آشفتگى بر آشفتگيها اضافه بشود.
لزوم شناسايى مفسدهجويان
امروز وقت اين است كه ما همه با هم اين سد را بشكنيم. اين يعنى اين ريشهها را سد را شكستيم- الحمد للَّه-. اين ريشهها [را] هم درآوريم از زير خاك و بريزيم بيرون. اين مفسدهايى كه الآن دور مىگردند توى دانشگاه مىروند- عرض مىكنم كه- تظاهرات راه مىاندازند، توى خيابانها مىروند چه مىكنند، با هر بهانهاى يك بساطى درست مىكنند، اينها را بشناسيم. همه قشرها اينها را بشناسند كه چه جور اشخاصى هستند، چى دارند مىكنند. اجتماعاتشان روى چه ميزان است؟ آيا به اسلام اعتقاد دارند يا ندارند؟ آيا اينها جمهورى اسلامى مىخواهند يا جمهورى دمكراتيك مىخواهند؟ يعنى جمهورى منهاى اسلام. بايد همين معانى در ذهن ما باشد كه اين جمعيتهايى كه توى كارخانهها مىروند و توى كشاورزها مىروند و توى دانشگاهها مىروند و- نمىدانم- اين طرف و آن طرف مىروند، بايد اينها را بشناسيم كه اينها چه اشخاصى هستند. و اينها را بشناسانيم به ملت، تا ملت از اينها احتراز كند؛ و اينها را دمشان را بگيرد و بيرونشان بكند. و بعد اين مراحل كه طى شد و اين قشرها از بين رفتند، آن وقت سازندگى هم با همه ملت است. همه با هم، همه با هم شكستيم، همه با هم بايد اين سازندگى را بكنيم. الآن وقت اين كار است.
لزوم حفظ وحدت
من هم قبول دارم آشفتگيها هست؛ اما آشفتگى علاجش به اين است كه همه كار بكنيم؛ همه دقت بكنيم در امورمان. هر كس خيال نكند كه از من چه كارى مىآيد، هر آدمى از او يك كارى مىآيد. يك قطره باران از آن كارى نمىآيد؛ اما به اندازه يك قطره است. يك قطره كار يك قطره را مىكند، همين قطرههاى باران است كه سيل را راه مىاندازد، و سيل سدها را مىشكند. همين قطرهها، يكى يكى، يكيهاى ما، كه مثل قطره باران هستيم، بود كه با هم وقتى مجتمع مىشد و در خيابان فرياد مىزد، يك سدى را