صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٢ - اقتداى ورزشكاران به حضرت على عليه السلام
عبادت كنندگان هست؛ در زهد، فوق همه زاهدها هست، در جنگ، فوق همه جنگجويان هست؛ در قدرت، فوق همه قدرتمندان هست. و اين يك اعجوبهاى است كه جمع، ما بين متضاد با هم كرده است. آدم عابد ديگر نمىتواند ورزشكار باشد؛ آدم زاهد ديگر نمىتواند جنگجو باشد؛ آدم فقيه ديگر نمىتواند از اين كارها داشته باشد- اين يك موجودى است كه نمونه است- در عين حالى كه زهدش را همه بالاتر از همه مىدانند. طعامش را آن طورى كه شنيديد و در همه تاريخ هست، كه يك ظرفى ايشان مىگويند داشته است كه در آن ظرف آن چيزى را كه خودش مىخواسته بخورد مىريخته سرش را مهر مىكرده است كه مبادا اين فرزندش، دخترش، براى دلسوزى به حال او توى اين طعام يك روغنى، چيزى، بريزد كه قوه داشته باشد! و سرش را مهر مىكرده كه اينها دست به آن نزنند. در همان شب آخر، كه شب آخر حياتشان بود، آن طور كه نقل مىكنند، ايشان ميهمان حضرت كلثوم بودند. و براى ايشان افطار آوردند شير و نمك. گفته مىشود كه فرمود كه: چه وقت ديديد كه من دو تا خورشت داشته باشم!؟ خواست نمك را بردارد، گفت: نخير، آن شير را بردار، و افطار كردند با همان نمك. و خودشان مىگويند كه اين تعجب است، مىگويند تعجب است كه با اين خوردن، اين قدرت هست! بعد مىفرمايند كه درختهايى كه در بيابان است محكمتر هست. اين درختهايى كه در بيابان هست كم آب مىخورند؛ اينها هم آتششان محكمتر است و هم صلابتشان زيادتر است. و اين طور نيست كه انسان با خوردن قوّت پيدا مىكند. [١]
اقتداى ورزشكاران به حضرت على عليه السلام
در هر صورت، اين على ... كه مىگويند، اين على كيست، اين على است كه همه چيز ماست. همه چيز است. و من اميدوارم كه شما ورزشكارها همان طورى كه قدرت بدنى براى خودتان تحصيل مىكنيد- و ما شاء اللَّه با بازوهاى ستبر اينجا الآن نشستهايد و من هم خيلى خوشم مىآيد- همان طور به على- عليه السلام- اقتدا كنيد در آن مطالبى كه او
[١] بحار الأنوار ٤٢: ٢٢٦ و ٢٣٨.