صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٨ - جَوسازى بر ضد اسلام و پيشوايان اسلامى
بيابند. پس بايد قشرها را از هم جدا كرد.
جَوسازى بر ضد اسلام و پيشوايان اسلامى
يكى از مسائلى كه خيلى مورد اهميت است براى ما، و براى آنها هم بوده است، اينكه اگر اسلام آن طورى كه هست مسلمين بر آن دست بيابند، باز منافع آنها به خطر مىافتد.
كوشش كردند با تبليغات مختلف كارشناسهاى مختلف، كه مطلق اديان را از چشم مردم بيندازند. بخصوص اسلام را از چشم مردم بيندازند. تبليغات كردند كه اسلام اصلش افيون جامعه است؛ اديان براى اين آمده است كه مردم را خواب بكند تا اشخاص مقتدر و سلاطين بيايند و مردم را بچاپند، اين قشرهاى دينى مردم را خواب كنند. و همين طور دنبال اين افتادند كه قشر روحانى را در بين مردم منحط كنند: روحانيين مردم كهنهپرستى هستند، فناتيك [١] هستند، اينها دربارى هستند، اينها براى سلاطين كار مىكنند! اين هم يك تبليغ وسيعى بود. مع الأسف در هر دو تبليغ توفيقهايى پيدا كردند. يك قشر جوان بىاطلاع از مسائل كه عمق مسائل را ادراك نمىكردند، اينها راجع به آن تبليغ اول كه اديان افيون جامعه هستند، باورشان آمد؛ و شروع كردند اينها هم به تبع آنها اين جور تبليغات را كردند. و اين درست بر عكس آن چيزى است كه اديان، به حسب تاريخ و دين اسلام كه تاريخش ديگر نزديك است به ما، درست بر خلاف آن طور مسائل بود. آنها مىگفتند اديان را سلاطين ايجاد كردند براى اينكه مردم را اينها خواب كنند، و آنها بچاپند و اينها هجمه نكنند؛ اينها قيام نكنند و نهضت نكنند. در صورتى كه هر كس تاريخ را ببيند مىبيند كه اديان بودند كه مردم مستضعف را به ضد سلاطين شوراندند. حضرت موسى، يك شبان با يك عصا، حركت كرد و فرعون را سرنگون كرد. با همين جمعيت مستضعف- نه اينكه فرعون موسى را درست كرد براى خواب كردن- موسى مردم را بيدار كرد براى به هم زدن اوضاع او.
[١] متعصب؛ كسى كه كوركورانه از يك مرام خاصى پيروى مىكند