صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٥ - لزوم تحمل آشفتگيهاى بعد از انقلاب
آقاى بازرگان اينها نشده است كه آقاى بازرگان ضامنش باشد. اين در دولتهاى سابق و در زمان رژيم سابق شده است. و حالا اينها وارد شدهاند. شما وارد شدهايد به يك مملكتى كه آشفته بوده و بايد درستش كنيد.
پس- بنا بر اين- كارگر، كارمند، كشاورز- عرض مىكنم- بيكار، همه اينها چيزهايى بوده كه سابق همان جور بوده. بدتر بوده! حالا لا اقل آزاد هستيد؛ آن وقت اين هم نبود ...
. آنها هم بايد يك قدر صبر كنند، ببينند كه بايد چه بكنند. آنها خيال نكنند كه حالا كه ما بيكار هستيم پس يا اللَّه بدهيد! من كه اين كار را نكردهام كه بدهم. كار سابق، سابقى كرده؛ آنها شما را محروم كردهاند ما حالا آمديم اين محرومها را از محروميت بيرون كنيم. اما اينكه معجزه نيست كه فوراً عمل بشود! خوب، اين بايد بتدريج عمل بشود. اين را بايد به آنها گفت كه مسأله اين طور است كه شما در يك رژيمى بوديد كه همه محروميت را در آن رژيم داشتيد؛ خرابى همه آنجا بود. ما حالا وارد شدهايم به يك خرابهاى، مىخواهيم بسازيم. خوب، اين خرابهاى كه مىخواهيم بسازيم، مهلت لازم دارد؛ يك قدرى وقت لازم دارد. بايد وقت درست بشود. بايد دولت مستقرى پيدا بشود، بايد يك بودجهاى براى دولت پيدا بشود، تا كار درست بشود. همين طورى كه نمىشود درست بشود!
لزوم تحمل آشفتگيهاى بعد از انقلاب
در هر صورت، همه بايد در ... انقلاب است، انقلاب لازمهاش اين طور مسائل است. و چه انقلابى بهتر از اين انقلاب ايران تا حالا واقع شده. انقلاب سفيد اين است؛ نه آن «انقلاب سفيد» آقا آريامهر! انقلاب سفيد اين است كه يك انقلاب واقع شد، يك سدّ به اين بزرگى شكسته شد، در عين حال آن چيزى كه ضايعات بود، كم بود؛ آن چيزى كه برداشت بود، زياد بود. اما حالا [هنوز] حال انقلاب است. ما كه از انقلاب بيرون نرفتيم. الآن حالِ انقلاب است. حالِ انقلاب آشفتگى دارد. بعد از انقلاب آشفتگى دارد. اين آشفتگى را همه بايد تحمل بكنيم. شما در حد خودتان تحمل بكنيد؛ كارگر در حد