صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٥ - روحانيت دژ تسخيرناپذير اسلام
طاغوتى را- ارتش طاغوتى را [و] كسانى كه از اجانب دنبال سر او بودند- اينها با «اللَّه اكبر» از بين بردند.
ارتش ما، آنهايى كه پاك بودند، آلوده نشده بودند به چيزهايى كه- كثافاتى كه- طاغوت داشت، به سوى ملت برگشتند و با ملت شدند. الآن ارتش ما، ژاندارمرى ما- همه اينها- قواى انتظامى ما، شهربانى ما، در خدمت اسلام است؛ و آنچه مربوط به طاغوت بود دفن شد و دفن مىشود. امروز شما آزاديد و هيچ خوف از ستمكاران نداريد و خوف از دولتها نداريد؛ چون دولتها اسلامى است و خيانت نمىكنند و جباريت نمىكنند.
روحانيت دژ تسخيرناپذير اسلام
امروز اشخاصى كه ديدهاند در رأس اين قوا روحانيت بوده است و روحانيت در همه اقشار ملت- مقدم بر همه اقشار- در اين نهضت قيام كرده است و ساير ملت دنبال او، به واسطه اسلاميت و به واسطه قرآن مجيد، قيام كرده است، درصدد برآمدند كه با روحانيت معارضه كنند. آنهايى كه در اين نهضت هيچ حظى نداشتند، امروز از روحانيت انتقاد مىكنند، مىگويند روحانيت نباشد. اين خيال خامى است براى اشخاص خام يا براى اشخاص خائن. روحانيت در رأس ما هست و ما تَبَعِ روحانيت هستيم. ملت ما تَبَع روحانيت است و اگر روحانيت در كار نبود، اين نهضت به ثمر نمىرسيد ... من به همه كسانى كه براى كشور خودشان كار مىخواهند بكنند و علاقه به كشور خودشان دارند نصيحت مىكنم كه اين صف الهى را نشكنيد. شكستن اين صف، شكستن قرآن است، شكستن اين صف، شكستن اسلام است؛ اگر بيرق اسلام در رأس ملت ما نباشد، تا آخر ...
بَرده و كاركن ديگران خواهند بود. آنهايى كه به كشور خودشان علاقهمند هستند، اين سد را نشكنند، و نمىتوانند بشكنند. ملت، ملت با روحانيت است؛ آنكه به اسلام علاقه دارد، به كارمندان اسلام [١] هم علاقه دارد. اگر بعض كسانى كه به طور قاچاق وارد در
[١] روحانيون.