صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٥ - لزوم بيدارى در مقابل توطئهها
داخل شهر، بين شهرها چه مىشود. ژاندارمرى اين كار را بكند. ژاندارمرى مىگفت من چه كار دارم كه داخل شهر چه مىشود؛ اين را بايد شهربانى بكند. هر كدام به عهده ديگرى واگذار مىكردند. البته در مواقعى كه مواقع عادى است مسأله همين طور است؛ هر رشته از اينها مأمور يك خدمت هستند؛ اما در مواقعى كه غير عادى است مطلب، عادى نيست، مثلًا فرض بفرماييد كه جلوگيرى از خرابكاريهايى كه [در] قشر زارع و قشر دهقان مىشود، اين [را] ژاندارمرى [بايد] جلويش را بگيرد. اما وقتى كه شما ديديد كه كشورتان اگر زراعت نداشته باشد، اگر نتوانند اينها آن زراعتى را كه كردهاند جمع بكنند، كشور به خطر مىافتد، احتياج زياد مىشود، گرسنگى زياد مىشود، اينجا ديگر وقتى كه گفته مىشود كه ارتش هم به كمك ژاندارمرى برود، اينجا ديگر نبايد رؤسا بگويند كه اين به ما محول نيست؛ ما بايد سرحدات را نگه داريم. يا اگر ديديم سرحدات ما الآن طورى است [كه] دارند از آن طرف اسلحه وارد مىكنند، دارند اشخاص فاسد وارد مىشوند، وارد مىشوند با اسلحه، اسلحه وارد شود و دست اشخاص فاسد بيفتد، كه اين اسباب اين مىشود كه يكوقت ما بفهميم يك دسته فاسدى مخالف با ملت، مخالفت با كشورى، مخالف با اسلام، اينها مسلح شدهاند، يكوقت ما بيدار بشويم كه نتوانيم ديگر جلو آنها را بگيريم، اينجا ديگر نبايد ژاندارمرى فكر اين را بكند كه من براى بين شهرها هستم.
ژاندارمرى بايد كمك كند به ارتش، سپاه انقلاب هم كمك كند به اينها كه نگذارند اين بشود. يكوقت كه وقت آشفتگى است، مثلًا فرض كنيد زلزله بيايد و يك جايى را خراب بكند، شما ببينيد برادرانتان زير اين خرابيها ماندهاند و دارند جان مىدهند، شما نمىتوانيد بگوييد كه اين مال شير و خورشيد سرخ است؛ به من چه ربطى دارد. هر انسانى خودش را مكلف مىداند، به هر عنوان، هر جورى كه باشد، برود اينها را نجات بدهد.
لزوم بيدارى در مقابل توطئهها
مملكت ما امروز يك آشفتگيهايى دارد. البته نه آشفتگى كه نشود اصلاحش كرد.