صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٩ - استقلال در پرتو اسلام
همه در عسرت زندگانى مىكردند.
بىارزش بودن زندگى بدون آزادى و استقلال
زندگانى كه در آن آزادى نباشد زندگانى نيست. زندگانى كه در آن استقلال نباشد و همه كار بكنند براى استفاده دشمنها، اين زندگانى نيست. الآن زندگانى شما داريد، براى اينكه استقلال داريد؛ براى اينكه كار شما امروز به نفع ملت خودتان است. لكن بايد با هوشيارى و توجه زياد، با هوشيارى زياد، توجه داشته باشيد كه اين اقشارى كه نمىگذارند كارگرهاى محترم ما به كار ادامه دهند، خيابانها را وادار مىكنند به يك تظاهرات مثلًا، اينها بدانيد كه اين قشرها همان دشمنهاى اولى شما هستند. اينها مىخواهند شما كه شريان مملكت در دست شما، شريان حيات مملكت در دست شماست، اعتصاب كنيد، كم كارى كنيد تا اينكه فلج بشود دولت ما؛ اقتصاد ما. با فلج شدن اقتصاد، فرصت به دست ديگران بيفتد، و اين عده همان مسائل سابق را اعاده كنند؛ با يك صورت حق به جانب مىآيند در بين قشرهاى كارگر، لكن شيطنت در باطن. آن حرفها به صورت صحيح است و قصد باطل دارند. نمىخواهند مملكت آباد بشود، نمىخواهند آرامش در اين مملكت پيدا بشود، بهترين جايى كه براى آنها مورد هدفگيرى است شركت نفت است. آنها ديدند كه شركت نفت يك همچو قدرتى دارد، كارمندان و كارگران محترم شركت نفت يك همچو قدرتى دارد كه در اين نهضت بيشتر پيشبرد با دست آنها بود، احساس اين را كردند كه اين قدرت بزرگ است، يا بايد اين قدرت را به ضد ملت و دولت بسيج كنند؛ يا اين قدرت را فلج كنند نگذارند كار بكند.
استقلال در پرتو اسلام
دوستان من! آنكه براى همه كارگرها و كارمندها و طبقه ضعيف دلسوز است خداى تبارك و تعالى است كه به اراده خودش مىخواهد كه مستمندان مفرّح باشند. آنكه براى شما دلسوز است اسلام است. اسلام است كه شما را نجات مىدهد ...؛ از اختناق نجات مىدهد. اسلام است كه استقلال شما را بيمه مىكند. رو به اسلام بياوريد. همان طورى كه