صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٣ - جامعه اسلامى و اسلام يك بعدى
كه خزائن آنها را مىبرند و خودشان روى خزائن خودشان گرسنگى مىخورند. اين نفت به اين سرشارى را بردند و ملت ما گرسنه مانده است. و همه جا همين طور. آيا مسلمين، و خصوصاً حكومتهاى اسلامى، چه وقت مىخواهند بيدار بشوند؛ چه وقتى مىخواهند اغراض شخصيه خودشان و آمال شخصى خودشان را كنار بگذارند و براى ملتها خدمت بكنند؟ مسلمين يك ميليارد تقريباً جمعيتند. الآن يك ميليارد جمعيت دنيا را تشكيل مىدهند. با دارا بودن همه چيز؛ ممالك غنى وسيع. و مملكت ايران ٣٥ ميليون حالا مىگويند جمعيت دارد. وسعتش آن قدر است كه براى صد و پنجاه ميليون تا دويست ميليون جمعيت كافى است. يعنى اگر دويست ميليون جمعيت داشته باشد، در ايران به رفاه زندگى مىكنند. و همين طور ممالك ديگر وسيعند. عراق وسيع است و جمعيت كمى دارد. چه وقت مىخواهند اين حكومتها بيدار بشوند و دست از اغراضشان بردارند؟ و چه وقت مىخواهند مسلمين توجه بكنند به اينكه مصالحشان چه است و دردشان چه است؟ و چه وقت بايد دوا كنند اين درد را؟
جامعه اسلامى و اسلام يك بعدى
يكى از كارهاى بزرگى كه شده است- و گمانم اين است كه آنها، آن شياطين، كردهاند اين است كه قرآن و اسلام را آن طورى كه هست نگذاشتند ما بفهميم؛ نگذاشتند مسلمانها بفهمند. نفوذ كرده است اين تبليغات حتى در عمق حوزههاى دينى نجف و قم! اين معنا كه يك مقدار از اسلام و يك قدرى از اسلام مطرح است بين علماى اسلام؛ يك قدرى از اسلام است؛ باقى آن مانده است آن زير و مخفى است. نگذاشتند به اينكه ما اسلام را آن طورى كه هست بفهميم. براى اينكه يكى از خطرهايى كه براى خودشان مىديدند همين بود كه اگر اسلام را آن جورى كه هست بفهمند، همه به آن رو مىآورند، و براى آنها ديگر مقامى باقى نمىماند. نخواستند درست بشود، تعليمات اسلام را ديدند. وقتى كه انگليسىها آمده بودند عراق، يكىشان شنيده بود كه يكى اذان مىگويد. گفتند اين چيست. گفتند اذان مىگويد. گفته بود به امپراتورى انگلستان هم ضرر دارد اين؟ گفتند نه. گفت: هر چه مىخواهد اذان بگويد! اين بحث و مباحثهاى كه ما مىكنيم به