صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٩ - نياز بيشتر به اتحاد و انسجام
حرف نيست؛ و اينهايى كه دارند اين را مىگويند از فرصت دارند استفاده مىكنند براى اينكه نهضت را جلويش را بگيرند، مهار كنند. مىروند توى رعيتها و اينها نمىگذارند كشت بكنند، بعد از آن هم كه كشت شده، الآن نمىگذارند برداشت كنند. شما ديديد كه در رفراندم، كه آمال يك ملت بود، مسأله ملى بود، تاريخ سراغ ندارد يك همچو ملى بودن يك رفراندمى را، يك همچو اشتياقى كه همه داشتند، زن و مرد و جوان و پير و مريض و عليل و همه آمدند پاى صندوق و رأى دادند، باز يك دستهاى پيدا شدند كه تحريم كردند؛ يك دستهاى پيدا شدند كه رفتند با تفنگ جلويش را گرفتند؛ يك دستهاى پيدا شدند كه صندوقها را آتش زدند. اينها دلشان براى ملت سوخته بود كه اين كارها را مىكردند؟! يك كار غير ملى بود؟! يك كار تحميلى بود؟! يك زورى در كار بود؟! يك فشارى در كار بود؟! يا با كمال آزادى و اشتياق. نه اينكه فقط رأى مىخواهند بدهند. اشخاصى اين بچههاى كوچكى كه وقت رأى دادنشان نشده بود و به آنها گفته بودند رأى ندهيد متأثر بودند، اعتراض مىكردند؛ كه يك دستهشان آمدند اينجا، من نصيحتشان كردم؛ دلدارىشان دادم. يك همچو مسئلهاى كه همه ملت مىخواست، همه قشرها مىخواستند، زن و مرد رفتند رأى دادند و قريب به اتفاق رأى دادند، و آنها همه قوايشان را كه روى هم جمع كردند نيمى از صد شايد شد، يا فرض كنيد قدرى بيشتر، چه شد كه تحريم كردند؟ چه شد كه جلويش را مىخواستند بگيرند؟ چه شد كه صندوق را آتش مىزدند؟ جز اين است كه اينها نمىخواستند تحقق پيدا كند؟ اينها مىخواستند جمهورى اسلامى نشود. از جمهورىاش مىترسيدند؟ نه! جمهورى ترس ندارد؛ شوروى هم جمهورى است؛ از اسلامش مىترسيدند! از اين كلمه اسلام مىترسند آنها [. از] جمهورى اسلامى مىترسند. [از] دولت اسلامى مىترسند، الآن اين توطئه در كار است كه نگذارند اين نهضت جلو برود. رأى فقط ما داديم؛ كار ديگرى انجام نداديم.
نياز بيشتر به اتحاد و انسجام
ما همه مىدانيم كه نتوانستهايم تا حالا. براى اينكه كار كم نيست؛ كار زياد است. و الآن