صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٩ - احترام به ارتش اسلام
از من بيايد انجام مىدهم. وقتى اين طور شد، يك همچو حسى در يك ملتى پيدا شد كه همه افراد خودشان را موظف دانستند به اينكه هر كس در هر جا هست كار كند براى كشور خودش، ٣٥ ميليون آدمى مىشود كه كار مىكنند براى ملت، محال است كه آن وقت كارشان درست نشود. اما اگر بنا شد كه شما رفتيد سراغ كارتان بگوييد به من چه، من كه زورم نمىرسد به اين كار، من هم بگويم خوب من يك طلبه هستم، من هم زورم نمىرسد، آن يكى همين طور، كارگر هم همين طور، همه چيز باقى مىماند سر جاى خودش.
احترام به ارتش اسلام
همه ما موظفيم به اينكه هر كدام به اندازهاى كه ازمان كار مىآيد به همان اندازه كار بكنيم. محول نكنيد شما به ما و ما به شما، ما همه به ژاندارمرى، ژاندارمرى به شما. هر كس در هر جايى كه دارد، هر كس در هر جايى كه دارد مشغول كارش بشود و تقويت كنند. شماها صحبت كنيد تقويت كنيد رفقايتان را. تحذيرشان كنيد از اينكه اينهايى كه دارند تحريك مىكنند شما را كه نه، نبايد شما مثلًا سلسله مراتب را حفظ كنيد، اينها خيانتكارند، اينها مىخواهند نگذارند يك ارتشى درست بشود. اينها مىخواهند نگذارند يك مملكت آباد بشود. اينها را بايد موعظه كنيد، بگوييد؛ اشخاص بيايند بگويند به اينها و آنها را بيدارشان كنند، ان شاء اللَّه من بعداً هم كه .... به صحبتهايى كه تا حالا كردم توجه كنيد. من شايد مكرر اين كلمه را گفتهام كه آنهايى كه خيانتكار بودهاند و جنايتكار يا فرار كردند يا گرفتار شدهاند و الآن اينهايى كه هستند اشخاصى هستند كه براى اسلام دارند كار مىكنند. الآن اين ارتش، ارتش اسلام است و ارتش اسلام احترام دارد و كسى حق ندارد اين احترام را از آنها سلب بكند و خوب عرض مىكنم گفتنْ يك مطلب است؛ وادار كردن به اينكه يك همچو كارى را اشخاصى كه مىكنند اشخاص ديگر جلويش را بگيرند مسئله ديگر است كه اين بايد بشود و ان شاء اللَّه مىشود اين هم.
در هر صورت شما مطمئن به [اين] معنا باشيد كه اين طور نيست كه گفته مىشود كه