صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣ - تبليغات عليه روحانيت
پيش آوردند و چه بسا خود آنها اين مسأله را مىخواستند بشود و خود آنها مثلًا فلان را گرفتند و خود آنها خواستند [سر و صدا] بشود، بعدش هم هياهو كردند و ... صاحبكار همچو هياهويى نكرده، آنها شروع كردند هياهو كردن!
در هر صورت، اينكه راجع به كميتهها هياهو مىكنند، اين امر تازهاى نيست. اينها بساطشان و اساس مسائلشان اين است، يعنى تزشان اين است كه بكوبند هر چيزى را، هر نقطهاى را كه مىخواهد براى اين ملت يك كارى بكند. من عرض كردم شاهد بزرگى بر اينكه اينها حسن نظر ندارند و سوء نيت دارند جلوگيرى از رفراندم بود. رفراندم را مىتوانند بگويند ملى نبود؟! مىتوانند بگويند كه دست داشت، دولتى در كار بود كه دستى رويش داشته باشد؟! مىتوانند بگويند ... عناصرى در اينجا مخرب بودهاند!؟ نمىتوانند اين را بگويند. اينكه ديگر حرفى نبود كه. كسى نمىتواند اين حرف را بزند؛ لكن آنها با تمام قوا كوشيدند به اينكه جلوگيرى بكنند. هر جا توانستند بعضى از صندوقها را آتش زدند، بعضى مردم را اذيت كردند مانع شدند از اينكه [رأى داده] بشود. تحريم كردند. خوب، اين دليل بر اين است كه اينها نمىخواهند ما يك وضع خاص و يك وضعى- نمىخواهند اين انقلاب به ثمر برسد؛ اينها مىدانند، خارجيها لمس كردند مطلب را.
تبليغات عليه روحانيت
سابقاً يك مطلبى بود كه علمى بود كه اگر اجتماع كنند مردم با هم، اگر يك ملتى با هم مجتَمع بشود، نمىشود جلويشان را بگيرند. روى آن مسئله علمىاى كه داشتند آنها و ديد سياسى كه داشتند، نمىگذاشتند اقشار با هم نزديك بشوند. ماها را از دانشگاهيها همچو دور كردند كه ماها آنها را تكفير مىكرديم، آنها ما را تحميق مىكردند. آنها مىگفتند اين دسته- عرض مىكنم كه- عمال دربار هستند، آخوند يعنى دربارى، آخوند يعنى انگليسى! من خودم با آقاى حائرى- و آن آقاى حائرى [اشاره به يكى از