صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٦ - جوّسازى و فريبكارى
رژيم نبايد باشد؛ ما نمىخواهيم اينها را؛ «مرگ بر شاه»؛ و ما جمهورى اسلامى مىخواهيم. اين رمز بود از براى اينكه شما پيروز شديد. توجه به خودمان نه؛ توجه به مقصد. همه رو به مقصد بوديم. رو به خودمان نبوديم. همه آن طرف را نگاه مىكرديم. اين طرف، كه عبارت از وضع خودمان بود، هيچ توجه به آن نداشتيم. از اين جهت پيروز شديم. لكن خوب، پيروزى تا كجا رسيده است؟ تا اينجايى كه اين اساس، اين بنيان ظلم، اساسش شكسته شد و رفت؛ لكن ريشههايش كه هست و حالا، به پيروزى ما نرسيديم.
آنى كه الآن ما را يك قدرى به نگرانى مىكشد اين است كه ملت حالا برگشته به اينكه حال خودش را دارد مىبيند. بين راه از مقصد دست برداشته، متوجه شده به حال خودش؛ خانه نداريم. يك عده كثيرى [به] اينكه ما خانه نداريم؛ خانه مىخواهيم. يك عده كثيرى به اينكه ما در ادارهمان مثلًا چطور است. يك عده كثيرى [به] اينكه مثلًا در دانشگاه چه جورى است. از آن حال انقلابى كه اين ملت داشت و حال توجه به مقصد و غفلت از حالات خودش و گرفتارى خودش بيرون آمده است ملت. سرتاسر كشور اين جورى است الآن كه همه الآن يك توجه به چيز ديگرى هم پيدا كردهاند. و آن- اينكه- گرفتاريهاى خودمان. هر كسى الآن [...] الآن روزى چقدر كاغذ براى ما مىآيد، چه قدر مراجعات به جاهاى ديگرى هست، چقدر مراجعات به دولت هست، و همه شكايت از وضع خودشان [دارند].
جوّسازى و فريبكارى
و دامنمىزند به اين مطلب. اينكه دستهايى كه الآن در كار است كه اين نهضت را در نيمه راه متوقف كند. آنها دست زدند به يك تبليغاتى. و او اينكه «چه شد؟» تا كنون چه شده است؟ خوب، اين هم جمهورى اسلامى! باز هم براى فقرا فكرى نشده است؛ براى ادارى فكر نشده است؛ باز هم بعضى از همان مهرهها هستند؛ باز هم كذا. هى اشكالتراشى. از همه اطراف عمال آنهايى كه مىخواهند نگذارند اين نهضت به آخر برسد، اينها افتادهاند توى قشرهاى مختلف ملت و هر جا به يك صورت، به صورت به