صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٦ - «اسلام منهاى روحانيت» خيانت است
به آزادى كار دارند، آزادى را مىخواهند اما آزادى به غير اسلام، ملت ما توجه كنند كه لا اقل داخل اين طور حزبها نشوند. شما عزيزان خودتان را براى اسلام داديد؛ حالا كه عزيزها را داديد، به ضد اسلام بخواهيد وارد بشويد، هدر بدهيد خون عزيزان خودتان را؟ توجه بكنيد! اينها مىخواهند هدر بدهند خون شما را. اجتماعات اينها بر ضد اسلام است. چند روز پيش، اين اجتماع زياد داشتند به بهانه، و حرفهايشان به ضد اسلام بود. با اينها همكارى نكنيد. مسلمين! با اينها همكارى نكنيد، خودتان را از آنها دور نگه داريد، از اينها اجتناب كنيد؛ اينها آزادى منهاى اسلام را مىخواهند. اين غير از طريقه شماست. شما اسلام را مىخواهيد، ما اسلام را مىخواهيم كه اسلام آزادى به ما بدهد، نه آزادى منهاى اسلام. آنها استقلال منهاى قرآن را مىخواهند، ما قرآن را مىخواهيم.
«اسلام منهاى روحانيت» خيانت است
ما اگر تمام آزاديها را به ما بدهند، تمام استقلالها را به ما بدهند و بخواهند قرآن را از ما بگيرند، نمىخواهيم. ما بيزار هستيم از آزادى منهاى قرآن، ما بيزار هستيم از استقلال منهاى اسلام، ما بيزار هستيم از اينكه بگويند اسلام منهاى روحانيت. اسلام منهاى روحانيت خيانت است. مىخواهند اسلام را ببرند، اول روحانيت را مىبرند؛ اول مىگويند اسلام را مىخواهيم، روحانيت را نمىخواهيم! روحانيت استثنا بشود، اسلام در كار نيست. اسلام با كوشش روحانيت به اينجا رسيده است.
بيدار باشيد، خانمها بيدار باشيد! آقايان بيدار باشيد. مسائل شخصى خودتان را كنار بگذاريد. مسائل جزئى را كنار بگذاريد. احتياجات را كنار بگذاريد. امروز وقت اين نيست كه من محتاج هستم، من چيز ندارم. امروز وقت اين است كه ما اسلام را تقويت كنيم. همه اقشار بيدار باشند. كارگرها بيدار باشند، دهقانها بيدار باشند. بازاريها بيدار باشند، دانشگاهيها بيدار باشند، تز اسلام منهاى روحانيت يعنى لا اسلام! درجه اولش اين است؛ بعد هم كتابهاى روحانيت را به دريا بريزند! بيدار باشيد!