صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٢ - در آرزوى بيدارى ملتهاى مسلمان
تبليغات، كردستان، بلوچستان، بختيارى، خراسان، در داخل ايران، پاكستان و ايران، آن على حده اين على حده، نمىدانم، ممالك عربى، بحرين، نمىدانم، كذا و كذا و كذا، هر كدام على حده، اينها را از هم جدا كردند؛ تكه تكه كردند. مسلمين را از هم جدا كردند؛ تكه تكه كردند. در اين جنگ عمومى [١] كه غلبه پيدا كردند آنها عليه عثمانى كه يك دولت بسيار بزرگى بود و از مصر تا حجاز تا خيلى جاهاى ديگر بود، اين را تكه تكه كردند، و هر جايش را به يك كسى دادند؛ به يكى از نوكرهاى خودشان يعنى خارجيها ادارهشان بكنند. اين حكومتها را مقابل هم قرار دادند: سلطان كذا و سلطان كذا. رئيس جمهور كذا و رئيس جمهور كذا. همه را مقابل هم قرار دادند. همه را دشمن هم كردند. اين دشمن آن و آن دشمن اين. حالا كنار نشستهاند و بردند همه چيز ما را. اينها با هم دشمنى كردند، خودشان با هم دشمنى كردند! در هر مملكتى هم «احزاب» درست كردند- حزبهاى مختلف. حزبهايى كه همه مخالف هم هستند. اين آن را بكوبد و آن اين را بكوبد. جبهههاى مختلف؛ حزبهاى مختلف «من حيث لا يشعر» و مسلمين مع الأسف به واسطه عدم توجه به عمق مسائل تحت تأثير واقع شده، و مىشوند. دولت عراق على حده و دولت ايران على حده؛ هر دو مسْلم، اما با هم دعوا و جنگ دارند. دولت پاكستان على حده، دولت كذا على حده، و همهشان مسْلم، اما با هم جنگ دارند؛ دعوا دارند.
در آرزوى بيدارى ملتهاى مسلمان
اينها نقشههايى بوده است كه اينها درست كردند و كشيدند، و اينها را مقابل هم قرار دادند. و نمىدانم چه وقت مىشود كه مسلمين بيدار بشوند. چه وقت ممكن است كه دولتهاى ما، ملتهاى اسلامى، چه وقت مىخواهند چشمهايشان را باز كنند. آيا نمىفهمند؟ يا مىفهمند و نمىكنند؟ اگر نمىفهمند، بايد توجه كنند به مسائل كه ببينند بدبختى مسلمين از كجا شروع مىشود، و چه هست آن دردى كه مسلمين را اين طور كرده
[١] جنگ جهانى اول كه در سال ١٢٩٢ ه. ش. روى داد.