صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٤ - لزوم آشنايى نسل جوان با معنويت
را بدهند، يا از يك راه صحيحى باشد. راه صحيح و غير صحيح پيش آنها فرقى نمىكند. آنها اتومبيل مىخواهند: اتومبيل از دست پيغمبر به آنها برسد يا از دست ابو جهل برسد فرقى نمىكند؛ به او كار ندارند، به اتومبيل كار دارند. اينهايى كه به مملكت ما خيانت كردند و مملكت ما را به تباهى كشاندند، آن بودند كه ايمان نداشتند. اگر در بين آنها يك نفر ايمان داشت، آن يك نفر اين كارها را نمىكرد. آنهايى كه خوردند و بردند و ما را به تباهى كشاندند، آنهايى بودند كه به اسلام كار نداشتند، اعتقاد نداشتند؛ به ماوراى طبيعت اعتقاد نداشتند، به معنويات عقيده نداشتند. آنها مىگفتند همين چهار روز زندگى است؛ پس هر چه هست بهتر، مرفه تر؛ از هر راهى مىخواهد باشد.
لزوم آشنايى نسل جوان با معنويت
برنامه طويل المدت ملت ما، برنامه دراز مدت ملت ما اين است كه بچههاى خودشان را، اينهايى كه در تحت تربيت آنهاست، معلمهاى ما، مادرهاى بچههاى ما، پدرهاى بچههاى ما، معلمهاى بچههاى ما، استادهاى بچههاى ما، نويسندگان براى بچههاى ما، گويندگان براى بچههاى ما، اينها معنويات را به اين ملت بفهمانند؛ آشنا كنند آنها را با معنويات. اين مادر كه بچه در دامن او بزرگ مىشود بزرگترين مسئوليت را دارد؛ و شريفترين شغل را دارد: شغل بچه دارى. شريفترين شغل در عالم بزرگ كردن يك بچه است، و تحويل دادن يك انسان است به جامعه. اين همان بود كه خداى تبارك و تعالى در طول تاريخ برايش انبيا فرستاد، در طول تاريخ از آدم تا خاتم. انبيا آمدند انسان درست كنند. شغل مادرى؛ كه مع الأسف اجانب اين شغل را پيش ما مبتذل كردند؛ و مادرهاى بچههاى ما را از بچهها جدا كردند، نه همه، مقدارى را؛ اين شغل بزرگ را مبتذل كردند كه از دامن اين مادر، بچه- بچه صحيح بيرون نيايد. و بعد كه به دبستان مىرود و بعد كه تحت حمايت پدر مىآيد، پدر را هم يك كارى بكنند كه توجهش به بچه نباشد؛ تربيت نكند. بعد هم در دبستان؛ بعد هم در دبيرستان؛ بعد هم در همه جاى ديگر؛ در بالاتر از اين. اينها مىخواهند كه انسان در اين كشورها نباشد. اگر انسان در اين