صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٧ - فرهنگ، اساس استقلال كشور
مىكردند؟ كشاورزى را چرا نمىگذارند به جريان بيفتد؟ دور دهات افتادند و فساد مىكنند و نمىگذارند كه به جريان بيفتد. كارخانههاى ايران را چرا نمىگذارند ... به جريان بيفتد؟ براى اينكه اگر اينها به جريان بيفتد آرامش پيدا مىشود؛ اگر آرامش پيدا شد دست اربابها قطع خواهد شد. اينها مىخواهند دست آنها باز باشد. اينها مىخواهند باز برگردانند به همان زمان و لو با يك فرم ديگر، البته شاهنشاهى ديگر قابل عود نيست لكن به صورتهاى شيطانى ديگر. بيدار بشويد! توجه داشته باشيد؛ هر كس در هر جا هست توجه داشته باشد به اينكه اين عناصر را طرد كند.
فرهنگ، اساس استقلال كشور
ان شاء اللَّه بعد از اينكه حكومت اسلامى استقرار پيدا كرد، نقيصهها را همه با هم بايد رفع بكنيم، كه در رأس آنها فرهنگ است. فرهنگ اساس ملت است، اساس مليت يك ملت است، اساس استقلال يك ملت است و لهذا آنها كوشش كردهاند كه فرهنگ ما را استعمارى كنند. كوشش كردند كه نگذارند انسان پيدا بشود. آنها از انسان مىترسند، از آدم مىترسند. آنها كوشش كردند در اين سالهاى طولانى، و خصوصاً در اين پنجاه و چند سال، كه رجال در ايران پيدا نشود. تحصيلات را به طورى قرار دادند كه رشد تحصيلى و انسانى پيدا نشود. ما را همچو ترساندند، همچو با تبليغات خودشان ماها را ترساندند كه از خودمان مىترسيديم، به خودمان اعتماد نداشتيم. اگر يك كسى مريض مىشد مىگفتيم بايد برود به خارج، در صورتى كه طبيب داشتيم. همچو با ما رفتار كردند و ما را لرزاندند و ما را تهى كردند كه اگر مىخواستيم يك راهى را اسفالت كنيم مىگفتيم بايد از خارج بيايد با آنكه داشتيم بايد ارتش ما را خارجيها اداره كنند، بايد نفت ما را خارجيها بيايند اداره كنند با آنكه ما داشتيم همه چيز؛ اين براى اين بود كه ما را از اينكه بوديم تهى كردند؛ مغزهاى ما را شستشو كردند. اعتماد به نفس را از بين بردند. برادرها! جوانها را با اعتماد به نفس، با استقلال نفسانى بار بياوريد. معلمها! جوانها را مستقل، آزاد بار بياوريد؛ مُعْتمِد به نفسشان كنيد. ما همه چيز داريم لكن آنها ما را