صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥ - پرچمداران جنبشهاى آزاديبخش
كرد، فقرا را بيدار كرد و بر ضد اين چيزها قيام كرد، بر ضد قدرتمندها. جنگهاى پيغمبر همه با قدرتمندها بود. اين طرف عبارت از يك عده بىساز و برگ، يك عده- عرض بكنم كه- توده مردم، فقرا و ضعفا و مستضعفين؛ آن طرف مستكبرين و- عرض بكنم- داراى كذا و كذا. اين تبليغات آنها به قدرى بوده است كه شايد در بين خود ماها و شايد در بين جوانهاى ما اين معنا را به باور رساندند، به ثبت رساندند، كه خير، اصل دين براى يك همچو چيزى است. در صورتى كه عكس مطلب بوده. در خارج همه مىدانند كه عكس بوده است. هميشه نزاع ... پيغمبرها از تودهها شروع شده بر ضد مستكبران، بر ضد قدرتمندها.
پرچمداران جنبشهاى آزاديبخش
از آن ور «اين روحانيون طرفدار دولتها هستند، اينها دربارى هستند، طرفدار دولت هستند»! شما اگر، سوابق را ما يادمان نيست و لكن من از اول دولت رضا شاه تا حالا يادم است و وارد در جريان هم بودم و مطلع بودم؛ شما البته اكثرتان يادتان نيست از اولش- از بين ما شايد بعضيهايتان [به ياد داشته باشيد]- آنكه با اين قدرت شيطانى در اين طول پنجاه و چند سال مخالفت كرد روحانيون بودند؛ تمام جبهههاى سياسى كنار بودند. گاهى ممكن بود يك كلمهاى در خارج اينها بگويند اما آن كه در داخل- در داخل مملكت- قيام كرد بر ضد رضا شاه، علماى تبريز بودند؛ يكوقت هم علماى خراسان بودند؛ يكوقت هم علماى اصفهان بودند كه در قم جمع شدند؛ كه ما همهاش را حاضر بوديم [١]. آن كه در مجلس مخالفت مىكرد، «جبهه ملى» نبود مدرس بود. «نهضت آزادى» نبود مدرس بود؛ كه مىايستاد و بر خلاف آنجا. اينها آن وقت چيزى نبودند، كارى نداشتند به اين كارها. بعد كه [تمام] شد خوب، آنها حالا هستند؛ ما كارى با آنها نداريم. اما قضيه اين است كه تبليغات بر ضد روحانيت دامنهدار بوده است و اين تبليغات
[١] از جمله آقا ميرزا صادق آقا و حاج ميرزا ابو الحسن انگجى از تبريز، آقا يونس اردبيلى و آقازاده از مشهد، و آقا نور اللَّه روحانى به همراه يكصد نفر از علما و مجتهدين از اصفهان. ر. ك: كوثر ١: ٣٠٨- ٣١٠.