صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٩ - آزادى و استقلال در پناه اسلام
نيست؛ نفت پيش ما مطرح نيست. ملى كردن نفت پيش ما مطرح نيست. اين اشتباه است. ما اسلام را مىخواهيم اسلام كه آمد نفت هم مال خودمان مىشود. مقصد ما اسلام است. مقصد ما نفت نيست تا اگر يك نفر نفت را ملى كرده، اسلام را كنار بگذاريم براى او سينه بزنيم. هر كس را ديديد با هر اسمى، هر هيأتى را ديديد با هر اسمى، هر جمعيتى را ديديد با هر اسمى، هر نويسندهاى را ديديد با هر اسمى، هر كسى كه دعوى مىكند كه ما حقوقدان هستيم، دعوى هر چى كه مىكند ببينيد مقالاتشان چه جورى است؛ در روزنامهها مقالاتشان را مىنويسند. ببينيد وقتى كه اجتماع مىكنند- كه كردند- ببينيد كه با اسلام چطور مخالفت مىكنند [١]. ببينيد اين اجتماعات از چه، از چه جور جمعيتى مجتَمع مىشود. ببينيد چه مردمى در اين اجتماعات جمع مىشوند و خودشان را متصل مىكنند، و بعد هم از اسلام هيچ خبرى نيست. ببينيد چه جمعيتهايى هستند كه روحانيين را مىخواهند كنار بگذارند؛ همان طورى كه در صدر مشروطه روحانى كار را كرد و اينها زدند و كشتند، ترور كردند. همان نقشه است. آن وقت ترور كردند سيد عبد اللَّه بهبهانى را، كشتند مرحوم نورى [٢] را و مسير ملت را از آن راهى كه بود برگرداندند به يك مسير ديگر، همان نقشه الآن هست كه مطهرى را مىكشند؛ فردا هم شايد من و پس فردا هم يكى ديگر را.
آزادى و استقلال در پناه اسلام
مسيرْ غيرِ مسير ماست. مسير ما اسلام است؛ ما اسلام مىخواهيم. ما آزادى كه اسلام تو [ى] آن نباشد نمىخواهيم. ما استقلالى كه اسلام تو [ى] آن نباشد نمىخواهيم. ما اسلام مىخواهيم. آزادى كه در پناه اسلام است، استقلالى كه در پناه اسلام است ما مىخواهيم. ما آزادى و استقلال بىاسلام به چه دردمان مىخورد؟ وقتى اسلام نباشد، وقتى پيغمبر اسلام مطرح نباشد، وقتى قرآن اسلام مطرح نباشد، هزار تا آزادى باشد.
[١] حسن نزيه (وزير نفت دولت موقت) در جمع حقوقدانان اظهار كرد كه اسلام توان اداره جامعه را ندارد.
[٢] آقاى فضل اللَّه نورى.